تاريخ : سه شنبه 30 مهر 1398 | | نویسنده : گمنام

امام حسن مجتبی علیه السلام:

نه پاکدامنی، روزی را از انسان دور می کند و نه حرص، روزی زیاد می آورد؛ چون روزی قسمت شده است و حرص زدن باعث مبتلا شدن به گناهان می شود.

پی نوشت:

تحف العقول، صفحه ۲۳۴

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : سه شنبه 30 مهر 1398 | | نویسنده : گمنام

امام رضا علیه السلام:

تواضع درجاتی دارد: یکی از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدی دید آن را با خوبی جواب دهد، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد. و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

متن حدیث:

امام رضا علیه السلام : اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنْزِلَها مَنْزِلَتَهابِقَلْبٍ سَلیمٍ، لایُحِبُّ أَنْ یَأْتیَ إِلی أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مایُؤْتی إِلَیْهِ، إِنْ رَأی سَیِّئَةً دَرَأَهابِالْحَسَنَةِ، کاظِمُ الْغَیْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّه ُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛

پی نوشت:

اصول کافی، جلد2، صفحه 124

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

آیت‌الله سیدمهدی میرباقری ظهر امروز در دومین گردهمایی فعالان مردمی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و چهارمین همایش هیأت‌های فعال در عرصه اربعین که با همکاری مسجد مقدس جمکران در شبستان کربلا این مسجد مقدس برگزار شد، از ائمه اطهار(ع) به‌عنوان ارکان جامعه مؤمن نام برد و اظهار کرد: لازمه تشکیل جامعه مؤمن و رسیدن به اهداف عالی اسلام تبعیت از امام و مطیع رهبر بودن است که می‌تواند موجب انسجام جامعه و حرکت در مسیر درست شود.
وی اضافه کرد: امت‌سازی یکی از اهداف مورد نظر ائمه اطهار(ع) است که در دوران‌های مختلف دنبال شده اما این اصل نیازمند تبعیت مردم از امام است.
استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه مراسم حج برای رسیدن به امام بود، عنوان کرد: برخی از حج برداشت نادرستی دارند چراکه حج بدون امام و تبعیت از فرمان ایشان مورد نظر دین نیست.
وی با اشاره به اینکه جامعه‌ای که حول امام شکل می‌گیرد جامعه کریمان است، ادامه داد: رابطه مردم با امام بر اساس کرامت تنظیم شده است و آن چیزی که مردم را در اربعین حسینی گردهم می‌آورد همین عنصر کرامت است.
میرباقری مطرح کرد: افرادی که از تقوای بیشتری برخودارند به امام نزدیک‌تر هستند و از کرامت بیشتری بهره می‌‌شوند. مطرح کرد: رابطه جامعه امامی کریمانه است درحالی‌که رابطه جامعه غیر امامی سوداگرانه بوده و هر انسانی در این جامعه فقط به دنبال منفعت خود است و فقط به داشتن اخلاق تظاهر می‌‌کند.
وی ادامه داد: ریشه جامعه‌ای که در آن امام‌محور است حب به خداوند متعال است که منجر به محبت انسان‌ها به یکدیگر می‌شود، اگر انسان به آخرت ایمان داشته باشد مقابل ظلم ساکت نخواهد ماند و به کمک مظلوم خواهد پرداخت.
کارشناس مذهبی رسانه ملی با تاکید بر اینکه رابطه جامعه امامی بر اساس اخلاق و محبت است، تصریح کرد: در اربعین حسینی مؤمن در راستای محبت به امام دست به جیب خود می‌‌کند و از داشته‌های خود می‌گذرند تا اخلاق و محبت را به نمایش گذارد.
وی از زیارت به‌عنوان یکی از ارکان شکل‌گیری امت نام برد و گفت: زیارت امام حسین(ع) امت‌ساز است و امت اسلامی نیازمند امام و عاشوراست.
میرباقری با تاکید بر اینکه رفت و آمدها موجب انتقال فرهنگ‌ها می‌شود، عنوان کرد: برخی از سر غفلت و برخی از روی عمد برنامه‌ریزی می‌کنند تا با افزایش مهاجرت‌ها و تورهای اروپایی فرهنگ غربی‌ها را به ملت ایران تحمیل کنند؛ اربعین جامعه را به سمت امت و تمدن اسلامی حرکت می‌دهد که منجر به ظهور می‌شود اما برخی با ترویج فرهنگ غربی مقابل حرکت اربعین و فرهنگ زیارت قرار دارند.
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه شکل‌گیری امت حول امام اقتضای خود را دارد، گفت: جامعه‌ای که به ایمان و تقوا نزدیک‌تر است به امام نزدیک‌تر خواهد بود چراکه فردی که از ایمان و تقوا برخودار نیست در جامعه امامی جایگاهی نخواهد داشت.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 30 شهريور 1398 | | نویسنده : گمنام

سید رضا نریمانی امروز در گفت‌وگو با فارس در اصفهان با اشاره به مشکلات پیش آمده برای هیأت فدائیان حسین (ع) اظهار داشت: حدوداً 6 سال است که مستأجر هستیم و هیأت فدائیان به عنوان یکی از هیأت‌های بزرگ شهر اصفهان مکانی ثابت که بتواند جلسات خود را برپا کند، ندارد.

این مداح اهل‌بیت با بیان این که ترجیح می‌دهم اسمی از افراد و مساجد نیاید، تشریح کرد: 6-7 سال قبل از مسجدی در خیابان کاوه کار هیأت آغاز شد و یکسالی هم جلسات هفتگی را آنجا برپا می‌کردیم تا این که به ماه محرم رسیدیم و به دلیل ازدحام جمعیت و محدود بودن مکان ناگزیر به خروج از این مسجد و برگزاری برنامه‌های دهه محرم در مکانی جدید شدیم.

وی افزود: همان شب اول محرم نامه‌ای به ما رساندند از هیأت امنای آن مسجد در خیابان کاوه مبنی بر این که لطفاً بعد از دهه به مسجد برنگردید! و علت این موضوع را «تحت‌الشعاع قرار گرفتن برنامه‌های خود مسجد» عنوان کردند، در صورتی که تنها یک شب از این مسجد اختصاص به هیأت فدائیان داشت.

نریمانی ادامه داد: مسجد بعدی در محدوده اتوبان چمران بود که برای مدت دو سال در آن مکان برنامه‌های هیأت برگزار می‌شد، آن زمان نزدیک به 100 میلیون از تجهیزات به سرقت برده شد که آسیب جدی برای ما به حساب می‌آمد؛ «اعتراض همسایه‌ها»، دلیلی بود که از این مسجد هم به ناچار خارج شدیم.

وی یادآور شد: پس از آن چند وقتی در امامزاده‌ای بودیم که آنجا هم پس از مدت کوتاهی تماس گرفتند و اعلام کردند «وسایل هیأت را پشت در امامزاده گذاشته‌اند، بیایید ببرید تا سرقت نشده» و واقعا هم تهدید نبود، این کار را انجام داده بودند.

مداح اهل‌بیت عنوان کرد: نهایتاً قرار شد به مسجدی در خیابان همدانیان بیاییم، 4 سال از بهترین زمان‌های هیأت در این مسجد گذشت اما به دلیل فشار زیادی که روی ما بود مسؤول هیأت در همین مسجد فوت کرد چرا که هر هفته با هیأت امنا یک مسأله جدید داشتیم.

وی اضافه کرد: نهایتاً اعلام کردند به دلیل «ازدحام جمعیت و اذیت شدن همسایه‌ها دیگر اینجا نیایید»؛ اما به نظر می‌رسد که دلیل اصلی این است که 4 سال قبل این مسجد سقف، در و پنجره نداشت و به برکت مراسمات هیأت هم ساخت آن کامل شد و هم تجهیزات لازم را پیدا کرد و مثل این که دیگر نیازی به حضور هیأت نبود.

نریمانی ادامه داد: خدمت آیت‌الله مهدوی رفتیم و گفتیم به دلیل پارک کردن خودرو مقابل درب همسایه‌ها از ما خواستند دیگر در این مسجد برنامه نداشته باشیم، پاسخ آیت‌الله مهدوی این بود که مزاحمت‌هایی از این دست ربطی به هیأت ندارد و اگر یک فروشگاه هم باشد امکان دارد برخی رعایت نکنند.

وی اذعان داشت: بعضی از آدم‌هایی که در این مسجد بودند اهداف سیاسی داشتند و کار به جایی رسید که به ما گفتند «اگر می‌خواهید برنامه‌تان ادامه پیدا کند باید فلان سخنران را دعوت کنید».

این مداح اهل‌بیت با طرح چند پرسش تصریح کرد: هیأت فدائیان در طول سال 109 جلسه برگزار می‌کند، سؤال ما این است که چند هیأت بزرگ در اصفهان هست که این تعداد مراسم و مخاطب قابل توجه داشته باشد؟ از طرفی، مگر رهبر انقلاب نفرمودند امامزاده‌ها تبدیل به قطب فرهنگی شود؟ در حال حاضر چه تعداد از این امامزاده‌ها به معنی واقعی کلمه قطب فرهنگی هستند؟!

وی با بیان این که این را ظلم در حق بچه‌های مذهبی و انقلابی می‌دانم، تاکید کرد: الان هم اعتراضی نداریم، درخواست داریم؛ این همه امامزاده خوش‌جا با امکانات پارکینگ و ... در اصفهان وجود دارد، چرا این‌ها را یک شب در هفته واگذار نمی‌کنند به هیأتی که خوب کار می‌کند، مخاطب دارد، مداح و سخنران دارد؛ هیأت فدائیان فقط جلسه عزاداری نیست، قرارگاه جهادی ما در زابل و لرستان، اردوی راهیان نور و برنامه تهیه ارزاق در ماه رمضان نیز فعال است.

نریمانی در پایان خاطرنشان کرد: سوار موتور و ماشین شده‌ایم و دم همه ارگان‌هایی که به نوعی مرتبط بوده‌اند حتی بیش از یک بار هم رفته‌ایم، اخیراً هم اعلام کردیم هیأت در حال تعطیل شدن است، اما انگار نه انگار، برای کسی مهم نیست چنین هیأتی که مخاطب کشوری دارد در حال تعطیل شدن است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 30 شهريور 1398 | | نویسنده : گمنام

جلسه اول، مراسم عزاداری دهه سوم محرم هیأت بیت‌الزهرا(س) با سخنرانی حجت‌الاسلام عباس صراف و مدیحه‌سرایی منصـور ارضـی، احمد واعظی، ابوالفضل بختیاری،‌ مصطفی روحانی و عزیز اسماعیلی برگزار شد.

براساس این گزارش، حجت‌الاسلام عباس صراف در این مراسم طی سخنرانی با موضوع وقایع سال ۵۸ هجری قمری اظهارداشت: انسان با خروجی‌های موجود تاریخ بسیار راحت می‌تواند بررسی کند اگر در عاشورا حضور داشت، در کنار ولی زمان می‌ماند و یا روبروی ایشان قرار می‌گرفت.

وی با اشاره به اینکه امروز افرادی با روضه رفتن و امام حسین(ع) حال خوبی دارند اما اگر بخواهند زندگی‌شان را با دوران امام تطبیق دهند حالشان بد می‌شود، گفت: این افراد در زندگی، عمل، رفتار، پول درآوردن، خرج کردن، حجاب زن و فرزند و ... رفتارهایی دارند که اگر شاخص امام حسینی برروی آن قرار گیرد، با مشکل مواجه می‌شوند.

صراف با بیان اینکه امام صادق(ع) در زیارت اربعین می‌فرمایند: « وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ، وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ ؛ و جان خود را در راه تو داد تا برهاند بندگانت را از جهالت و نادانی و سرگردانی گمراهی» یعنی از قلب اروپا برای کشتن امام حسین (ع) نیامدند بلکه مسلمانانی بودند که در عین آن‌که متدین و متشرع به شهادت تاریخ بودند.

این سخنران مذهبی گفت: امروز ما در ایام تمحیص هستیم یعنی در دوران غیبت امام زمان(عج) واقع شده‌ایم و در این دوران امتحان و آزمایش می‌شویم. براساس احادیث مهدویت، جنس آزمایش و امتحان این دوران همانند آزمایش و محک مردم کوفه در سال ۶۱ در قبال سیدالشهدا(ع) است لذا باید آن مقطع تاریخ را به جزئیات بررسی کنیم.

وی افزود: به شواهد تاریخ، عاشورا مرز میان متدینین نفهم با متدینین فهمیده است و امروز نیز این شرایط حاکم است و تا قیامت ادامه خواهد داشت.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : شنبه 30 شهريور 1398 | | نویسنده : گمنام

به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در مراسم تکریم و تقدیر از مهمان‌نوازی موکب‌داران عراقی و خادمان راهپیمایی اربعین، ضمن تشکر صمیمانه از رفتار کریمانه ملت بزرگ عراق، راهپیمایی اربعین را موضوعی بی نظیر و جهانی و زمینه ساز گسترش معرفت حسینی و تشکیل تمدن نوین اسلامی خواندند و گفتند: راهپیمایی بزرگ اربعین، آیت عظمای الهی و نشانه اراده پروردگار بر نصرت امت اسلامی است.

 


رهبر انقلاب اسلامی رفتار و کرامت اسلامی و عربی مردم عراق در میهمان نوازی از زائران اربعین را بی نظیر و بر مبنای عشق حسینی دانستند و افزودند: از صمیم قلب و از طرف ملت ایران از همه شما موکب‌داران که در ایام اربعین، کرامت و مودت را در بالاترین حد بروز می‌دهید و از همه ملت بزرگ عراق و از مسئولان دولت آن که با تأمین امنیت، زمینه‌های این حرکت عظیم را فراهم می‌کنند، و از علما و مراجع عظام عراق، تشکر می‌کنم.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه توفیق میهمان نوازی از زائران حسینی یک نعمت و رحمت الهی است که باید قدر آن دانسته شود، خاطرنشان کردند: عشق به امام حسین(ع) موضوعی استثنایی است که در طول تاریخ نظیر نداشته و نخواهد داشت و حرکت و اجتماع عظیمی که هر سال به مناسبت اربعین در عراق بخصوص در مسیر نجف به کربلا شکل می گیرد، اکنون ابعاد بین المللی پیدا کرده و امام حسین(ع) و معرفت حسینی جهانی شده است.
ایشان افزودند: دنیای امروز که گرفتار ظلم و فساد و پَستی شده است، به‌شدت نیازمند معرفتِ آزادگی حسینی است و اگر امام حسین(ع) به درستی معرفی شود، در واقع اسلام و قرآن معرفی شده است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه منطق و پیام امام حسین(ع) نجات‌بخش دنیا از حاکمیت جبهه کفر و استکبار خواهد بود، گفتند: منطق امام حسین(ع)، منطق دفاع از حق و ایستادگی در مقابل ظلم و طغیان و گمراهی و استکبار است و جوانان دنیا و ملتهای بی غرض، امروز تشنه و نیازمند این منطق هستند و حرکت عظیم راهپیمایی اربعین می تواند معرفت و منطق حسینی را به دنیا معرفی کند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه راهپیمایی اربعین روز به روز جهانی تر خواهد شد، این راهپیمایی بزرگ را تجلی جوشش خون امام حسین(ع) و تجلی پیام عاشورا بعد از ۱۴۰۰ سال دانستند و خاطرنشان کردند: امام حسین(ع) فقط مختص شیعیان نیست بلکه متعلق به همه مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی و متعلق به انسانیت است و به همین علت ما شاهد حضور غیرمسلمانان نیز در راهپیمایی اربعین هستیم.
ایشان افزودند: در شرایطی که دشمنان اسلام از همه ابزارها و وسایل و از تمام امکانات مالی و مادی خود برای مقابله با امت اسلامی استفاده می کنند، خداوند متعال راهپیمایی اربعین را ناگهان اینگونه عظمت و جلوه می دهد و در واقع آن را به عنوان یک آیت عظما و نشانه ای بزرگ از پیروزی نهایی جبهه حرکت حسینی بر جبهه کفر و استکبار به نمایش می گذارد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم غنای روزافزون معنوی و فرهنگی راهپیمایی اربعین، اهل فکر و فرهنگ را به برنامه ریزی برای این حرکت عظیم دعوت کردند و گفتند: راهپیمایی اربعین می تواند زمینه ساز تحقق هدف نهایی امت اسلامی یعنی «تشکیل تمدن عظیم و نوین اسلامی» باشد و بر همین اساس باید پیوندهای مستحکم میان مسلمانان اعم از شیعه و سنی و ملیت ها و اقوام مختلف، در این راهپیمایی بیشتر شود.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: اگر ظرفیت های بی‌شمار ملتهای اسلامی در غرب آسیا و شمال افریقا، به یکدیگر پیوند بخورند و در عمل خود را نشان دهند، آن هنگام معنی واقعی عزت الهی و تمدن عظیم اسلامی برای جهانیان آشکار خواهد شد.
ایشان با اشاره به بیداری ملتهای اسلامی، ملت بزرگ عراق را برخوردار از عزت، فرهنگ و عزم و اراده والا خواندند و افزودند: جوانان عراقی در قضایای سالهای اخیر قدرت خود را نشان دادند و با فتوای مرجعیت معظم عراق توانستند توطئه بزرگ داعش و تکفیری ها را خنثی و از ملت و کشورشان در مقابل توطئه جهانی ایجاد جنگ داخلی، محافظت کنند.
رهبر انقلاب اسلامی دو ملت ایران و عراق را، دو ملتی توصیف کردند که جان و دل آنها به یکدیگر متصل است و گفتند: دشمنان تلاش زیادی برای ایجاد تفرقه میان دو ملت انجام دادند اما به لطف الهی نتوانستند و از این پس هم نخواهند توانست، زیرا عامل اصلی پیوند دهنده دو ملت ایران و عراق، ایمان به خداوند متعال و محبت اهل بیت علیهم اسلام و عشق به امام حسین (ع) است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به چهل سال توطئه و تهدید و تحریم امریکا و دنباله ها و مزدورانش بر ضد ملت ایران، خاطرنشان کردند: برغم همه این توطئه ها و به کوری چشم آنها، جمهوری اسلامی ایران از یک نهال نحیف، اکنون به یک درخت تناوری تبدیل شده که ثمرات و میوه های آن روز به روز در حال گسترش است.
ایشان در پایان با اشاره به شعارهای حضار برای نابودی امریکا و رژیم صهیونیستی، تأکید کردند: با لطف و فضل الهی، این شعارها در آینده نه چندان دور محقق، و امت اسلامی بر دشمنان خود پیروز خواهد شد.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین مروی تولیت آستان قدس رضوی در سخنانی، صاحبان موکب‌های اربعین حسینی(ع) را مشعل‌داران با شکوه‌ترین اجتماع بشری خواند و افزود: مراسم شکوهمند اربعین حسینی(ع) تجلی‌گاه مرزبندی اسلام ناب محمدی با اسلامِ بدلیِ اموی و آمریکایی است.
تولیت آستان قدس رضوی با اشاره به برگزاری همایش موکب‌داران عراقی در مشهد مقدس، گفت: در این همایش، علاوه بر موکب‌داران و فعالان فرهنگی عراق، موکب‌داران اهل سنت، مسیحی، صوفی و کُرد حضور داشتند.
در این دیدار همچنین تعدادی از موکب‌داران عراقی و خطبا و شاعران و مداحان به ایراد سخن، قرائت شعر و مرثیه و ذکر مصیبت پرداختند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

حضرت آیت الله خامنه ای یکی از شرایط استطاعت برای حج تمتع را بیان کردند که تقدیم حضور علاقمندان می گردد.

 

* شرایط استطاعت

کسی که ضروریات زندگی از قبیل مسکن، لوازم خانه، وسیله نقلیه و ابزار کار و مانند آن را بیشتر از شأن خود دارد، اگر می‌تواند با فروش آنها و خرید مایحتاج زندگی‌اش، مقدار زاید را صرف مخارج حج کند و این کار موجب حرج و وهن و منقصت او نمی شود، و مقدار مازاد به اندازه مخارج حجّ و یا مکمّل آن است، باید این کار را انجام دهد و مستطیع است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

امام صادق علیه السلام:

کسی که کارهای خود را به خدا بسپارد همواره از آسایش و خیر و برکت در زندگی برخوردار است. و واگذارنده حقیقی کارها به خدا، کسی است که تمام همّتش تنها به سوی خدا باشد.


متن حدیث:


امام صادق علیه السلام: اَلْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إلَی اللّه ِ فی راحَةِ الأَبَدِ وَ العَیْشِ الدّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّا هُوَ الْعالی عَنْ کُلِّ هِمَّةٍ دُونَ اللّه ِ تَعالی.

 

پی نوشت:
"مصباح الشریعه، ج 1، ص 175"

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

حضرت آیت الله خامنه ای به استفتائی پیرامون «خرید فیش حج به صورت آزاد» پاسخ گفتند که تقدیم حضور علاقمندان می گردد.

 

* خرید فیش حج به صورت آزاد

 

سؤال:

۱. خرید فیش حج به صورت آزاد چه حکمی دارد؟

۲. اگر کسی پول خرید فیش به صورت آزاد را داشته باشد، مستطیع محسوب میشود؟

 

جواب:

۱ و ۲) اگر خرید فیش آزاد منع قانونی نداشته باشد و توانائی تهیه فیش آزاد را داشته باشد، با وجود سایر شرایط، مستطیع است و باید به حج مشرف شود.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

آیت الله محمد علی ناصری، در جمع اقشار مردم اظهار کرد: هر روز یک پرونده‌ داریم که باید روز قیامت جواب آن را بدهیم.

وی بیان کرد: این مطلبی نیست که شوخی یا اغراق باشد؛ عین حقیقت و بیان صریح قرآن است «ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتید/ انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی ‏آورد، مگر اینکه همان دم، فرشته‏ ای مراقب و آماده برای ضبط آن است. »

استاد اخلاق تصریح کرد: روز قیامت، وقتی پرونده‌ را به دست افراد می‌دهند، می‌گویند: «ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرونگذاشته، مگر اینکه آن را به شمار آورده است!؟ » و [این در حالی است که] همه اعمال خود را حاضر می‏ بینند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‏ کند.

وی بیان کرد: در پرونده اعمال حتی شوخی‌ها را هم نوشته اند، همه ما روز قیامت با سواد می‌شویم، لذا وقتی پرونده را به دستمان می‌دهند، می‌بینیم همه را نوشته‌اند. عزیز من! یک مقدار چشم‌ها و زبانمان را بیشتر کنترل کنیم.

 آیت الله ناصری عنوان کرد:  کسی دلش به حال ناصری نمی سوزد، ناصری باید خودش دلش به حال خودش بسوزد، من باید خودم به فکر خودم باشم.

دستور العملی برای کنترل چشم

وی ابراز کرد: در نجف اشرف که بودیم، کسی از استاد ما پرسید: چشم کسی که هرزه است و نمی تواند آن را کنترل کند؛ چه کند؟ ایشان فرمودند: سوره نور را بخوان، اگر خواندن سورة نور ادامه داشته باشد، خیلی چشم را کنترل می کنید و موفق می شوید که اختیار چشمت، دست خودت باشد.

استاد اخلاق افزود: این، اثر سوره نور است، علاوه بر آن که آیة نور (الله نور السموات و الارض) هم در همین سوره است که آن هم آثار بسیار عجیبی دارد!

ارزش اشک

وی ادامه داد: از پیغمبر اکرم صل الله علیه وآله حکایت شده: « یا علی! بلند شو دو رکعت نماز بخوان و از خوف خدا و آثار اعمال، گریه کن»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

حجت الاسلام و المسلمین حسین انصاریان در جلد هشتم کتاب ارزشمند «تفسیر حکیم» از باب اهمیت موضوع خانواده و بکارگیری سبک زندگی اسلامی آورده است : چه بسا اتفاق افتد که گاهی بخاطر ناآگاهی و غفلت به سبب دور بودن از تربیت صحیح اسلامی یا علت دیگر زنی نسبت به شوهرش دچار روح ناسازگاری باشد و شوهر را در رنج و مضیقه قرار دهد، و صفا و صمیمت خانه را به کدورت و تلخی تبدیل نماید.

در این زمینه لازم است شوهر به جای تندی و خشونت و اضافه کردن تلخی و کدورت به دقت عوامل ناسازگاری را بررسی کند، و چنانچه خود قدرت علاج نداشته باشد، به وسیله شخصی بیدار و عالمی متعهد، و بزرگی از خانواده به رفع مشکل اقدام نماید، و برای خشکاندن ریشه های ناسازگاری همراه با تحمل و بردباری بکوشد، با چنین برخوردی به یاری خدای توانا نارسائی ها و ناسازگاری ها از میان خواهد رفت، و نظام خانواده استحکام خواهد یافت و طلاق روی زشت خود را نشان نخواهد داد.

همه مردان و زنان به ویژه مردان و زنان جوان باید به این نکته توجه داشته باشند که هیچ زنی برای هیچ شوهری، و هیچ شوهری برای هیچ زنی، عنصر کامل و ایده آل نیست، زن و شوهر باید راه سازش، محبت، نوازش و مهر را بر راه ستیز، نزاع، تلخی، تندی و خصومت و اهانت مقدم بدارند.

زنان ناسازگار را می توان از راه نصیحت به هنگام لحظات عاطفی و بدور از چشم دیگران به سازگاری واداشت، و با بیان و تشریح زیان های ناسازگاری و اشکالات عدم تفاهم، وی را قانع ساخت، که نتیجه این گونه ناسازگاری ها سرانجام به خود او باز خواهد گشت، و وی را به انواع محرومیت های عاطفی و غریزی، و بی یار و یاور شدن دچار خواهد کرد.

از نکاتی که باید به ویژه شوهران جوان آن را همواره رعایت کنند، اجتناب از اهانت به همسر و احترام به او و خانواده وی و توسعه در زندگی و تأمین نیازهای جنسی و روحی همسر است، که هرگونه بهانه را از دست او می گیرد.

ترغیب همسر به استقلال فکری و کوتاه کردن دخالت های نابجای دیگران نه خیرخواهی و هدایت دلسوزان، ترسیم آینده زندگی مشترک، و در میان گذاردن مشکلات زندگی بدون ملاحظه و حجب و حیا و استمداد از خود وی برای پیروزی بر مشکلات مزبور یکی از راه های بسیار مناسب برای ادامه زندگی مشترک است.

برای مردانی که با همسری ناسازگار سر و کار دارند توجه به زندگی انبیا و ائمه(ع) و سازگاری آنان با سلاح اخلاق حسنه و عفو و گذشت لازم است، تا از زندگی آن بزرگواران و صبر و تحملشان درس های آموزنده ای بگیرند.

حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند؛ «کانت امرءة عند ابی تؤذیه فیغفر لها:» پدرم زن ناسازگاری داشت که همواره آن حضرت را رنج و آزار می داد ولی پدرم با کمال بزرگواری از او گذشت می کرد. (وسائل ج 14 ص 121) و یا اینکه نقل است، حضرت هود(ع) که از پیامبران خداست و در بسیاری از آیات قرآن از وی سخن به میان آمده، همسری داشت که وی را آزار می داد، و گاهی دشمن را بر ضد حضرت هود(ع) می شورانید، ولی آن حضرت سلامتی و زنده بودن او را از خدا می خواست و می فرمود: مؤمن را کسی آزار و رنج می دهد و چه بهتر که این آزار از جانب زنی باشد که در اختیار شوهر است.

برخورد با زن ناسازگار با اخلاق حمیده و رفتار پسندیده، و گذشت از او نهایتاً او را سر عقل خواهد آورد، و به پشیمانی وادار خواهد ساخت، و در آتش ناسازگاری او را خاموش خواهد نمود، و وی را به تواضع و فروتنی و عذرخواهی از شوهر خواهد کشاند، و چنانچه چنین زنی از راه خطا بازنگشت، و به تلخی و ناسازگاری ادامه داد، آخرین داروی درد را که طلاق است باید بکار گرفت.

ولی تا جایی که ممکن و میّسر است نباید از حربه طلاق استفاده کرد، زیرا اسلام طلاق را مبغوض ترین حلال دانسته و از شوهران می خواهد که در برابر زنانی که به طور کامل ایده آل آنان نیستند، صبر و استقامت و حوصله و بردباری به خرج دهند تا از پاداش عظیم حق به خاطر صبرشان بهره مند گردند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت‌الاسلام «محمود ریاضت» در مسجد جامع غدیر به سخنرانی درباره مسئله دینداری پرداخت و اظهار کرد: از ابتدای خلقت تا امروز تمام اختلاف دینداران بر سر این است که دینداری آنها بر اساس تعریف خودشان است نه بر مبنای تعریف پیامبران الهی.

 

این  استاد حوزه علمیه افزود: دعوای هابیل و قابیل بر سر دینداری بود اما هابیل طبق دستور الهی رفتار کرده و قابیل بر اساس نفس خود جلو رفت. امروز ما در کشور، هیات‌‌های متعددی داریم اما تعریف برخی هیات‌ها از امام حسین(ع) با برخی دیگر متفاوت است و گاهی شاهد هستیم که مسجدی‌های این خیابان مسجدی‌های خیابان دیگر را قبول ندارند یا بسیج، هیات امنا و امام جماعت مسجد با یکدیگر اختلاف دارند و این اختلافات ناشی از تعریف اشتباه از دین است.

 

وی با استناد به فرمایشی از امام راحل، بیان کرد:‌ اگر ۱۲۴ هزار پیامبر یک جا جمع شوند اختلاف نخواهند داشت زیرا آنها از پیش خود سخن یا حرفی ندارند، اختلاف زمانی ایجاد می‌شود که ما بنابر رای و نظر خود سخن بگوییم.

 

حجت‌الاسلام ریاضت با اشاره به آیه‌ای از قرآن مبنی بر اینکه پیامبر(ص) هیچگاه بر اساس هوای نفس سخن نمی‌گوید، گفت:‌ مهمترین راهکار برای عدم زاویه مومنان و مسلمانان با یکدیگر فراگیری علوم دینی است.

 

وی با بیان اینکه ضرر کسی که آگاهانه عمل می‌کند بسیار کمتر از عملکرد یک جاهل است، تاکید کرد: ما باید علم را از ائمه معصومین(ع) فرا بگیریم، اگر انسان‌های جاهل سخن نگویند بین مردم اختلاف ایجاد نمی‌شود.

 

این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه در گذشته حتی منبر رفتن یک عالم نیاز به اجازه علمای بزرگ داشت، ابراز کرد: ضرر عمل بدون آگاهی بیشتر از نفع آن است، کسی که در عملی تخصص ندارد اگر مسئولیتی را قبول کند متعهد نبوده و خائن به جامعه اسلامی است.

 

حجت‌الاسلام ریاضت با استناد به روایتی از امام رضا(ع)، بیان کرد: عمل تعبدی را باید با آگاهی انجام داد در غیر این صورت شخص همچون چهارپایی است که سنگ آسیاب را می‌چرخاند.

 

وی در تبیین عدم فهم درست از دین الهی با اشاره مثالی افزود: در کربلا دشمنان برای بریدن سر امام حسین(ع) وضو گرفتند!! امروز هم داعشی ها قرآن حفظ کرده و نماز می‌خوانند اما از نماز و قرآن چیزی نفهمیده  اند و در نهایت در مقابل پدر و مادر سر بچه چهارساله را می‌برند.

 

این استاد اخلاق ادامه داد: تعریف دین از نظر شارع این است که انسان مسائل دینی خود را یاد بگیرد یا حداقل مسائلی را که غالبا به آن نیاز دارد بداند. نخستین چیزی که بر ما واجب است نماز است که باید احکام آن را بدانیم.

 

حجت‌الاسلام ریاضت با بیان اینکه خداوند از همان ابتدای نزول آیات قرآن به «اقراء» یعنی خواندن و آموزش دیدن تاکید کرده است، گفت: اگر ما عالمانه عمل کنیم یعنی علوم دینی را طبق دستورات الهی فرابگیریم تعریف ما از دین و ولایت درست شده و اختلاف و تفاوت‌ها ایجاد نمی‌شود.

 

وی با بیان اینکه قرآن نازل شده که ما بفهمیم و به آن عمل کنیم، اظهار کرد: متاسفانه امروز در موسسات قرآنی تنها برای حفظ و قرائت قرآن تلاش می‌شود اما بر تفکر درباره آن یا عمل به آن تاکید نمی‌شود، هنر قرآنی را امثال شهید باکری، شهید زین الدین و شهید حججی به نمایش گذاشتند.

 

این استاد حوزه علمیه گفت: نقش ائمه معصومین(ع) و امام رضا(ع) تنها مریض شفا دادن نیست اگر این کار را هم می کنند لطف ویژه است اما خداوند اهل بیت(ع) را محل رجوع ما قرار داده تا از آنها دین را یاد بگیریم و به مسیر الهی هدایت شویم.

 

حجت‌الاسلام ریاضت با استناد به روایتی از پیامبر(ص) بیان کرد: زمانی حروف و آیات قرآن حفظ اما حدود آن زیرپا گذاشته می شود زیرا عالمانه قرآن نمی‌خوانند و در آن تدبر نمی‌کنند.

 

وی در پایان با بیان اینکه اگر ما با تعریف امام زمان(عج) دعای ندبه را بخوانیم ظهور واجب می‌شود، خاطرنشان کرد: از خدا بخواهیم که تعریف ما درباره دین با تعریف خدا و پیامبر او متفاوت نباشد برای این منظور باید فقط دین خود را از اهل‌بیت(ع) بگیریم.

 

منبع:شبستان

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

ه نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری،  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه 1397/11/9 به شرح حدیثی از امام باقر علیه‌السلام درباره گذرا بودن دنیا پرداختند.

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت امام باقر علیه‌السلام متن و فیلم این شرح حدیث را منتشر می‌کند که برای مشاهده فیلم این سخنرانی می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.

مشروح سخنان رهبر معظم انقلاب به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و‌ آله ‌الطّاهرین و لعنة ‌الله علی اعدائهم اجمعین.
یا جابِرُ الدُّنیا عِندَ ذَوِی الاَلبابِ کَفَی‌ءِ الظِّلالِ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ اِعزازٌ لِاَهلِ دَعوَتِهِ الصَّلاةُ تَثبیتٌ لِلاِخلاصِ وَ تَنزیهٌ عَنِ الکِبر.(1)

دنباله‌ی آنچه حضرت باقر(سلام‌ اللّه ‌علیه) به جابر درباره‌ی دنیا فرمودند [این است:]

"یا جابِرُ الدُّنیا عِندَ ذَوِی الاَلبابِ کَفَی‌ءِ الظِّلال"؛

 [عمر] مثل سایه است؛ فَیء، آن سایه‌ی بعد از زوال [روز] را میگویند. همچنان که این سایه اعلام پایان روز است و هر لحظه به لحظه‌ای که این سایه طولانی می‌شود، نشان می‌دهد که روز دارد تمام می‌شود. این عمر ما هم همین جور است. اینجا «دنیا» یعنی عمر من و شما که مثل همین سایه است؛ هر چه این سایه طولانی‌تر می‌شود، معنایش این است که به آن آخِر داریم نزدیک‌تر می‌شویم. بعضی‌ها از اینکه سالِ گذشته تمام شد، سال نو شروع شد، خوشحال می‌شوند؛ خب، عیبی هم ندارد، چون عید است و خوشحالی اشکال ندارد امّا توجّه به این نکته هم لازم است: سال که تمام می‌شود، یعنی عمر ما تمام می‌شود؛ [در واقع] این عمر ما است که دارد به پایان می‌رسد، به این توجّه باید کرد. پیر و جوان هم ندارد؛ البتّه احتمال سر رسیدن اجل در مورد افراد پیر و مسن قهراً بیشتر است امّا جوانها هم هستند. ما در همین بحث خودمان، جمع خودمان بعضی جوانها را داشتیم که سالهای زیادی از سنین کنونیِ ما کمتر بودند، از دنیا رفتند؛ به این باید توجّه کرد که هر چه میگذرد، در واقع دارد به آن انتها نزدیک می‌شود.

"لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ اِعزازٌ لِاَهلِ دَعوَتِه"؛

بعد فرمود کلمه‌ی لااله‌الّااالله [یعنی] کلمه‌ی توحید، اعزاز اهل دعوتِ لااله‌الّااالله است؛ چرا؟ برای خاطر اینکه وقتی شما میگویید لااله‌الّااالله، عبودیّت غیرخدا را نفی میکنید. مشکل اساسی مردم در طول تاریخ، عبودیّت غیر خدا بوده؛ [مثل] بنده‌ی فرعون‌ها بودن؛ الان هم همین جور است: بنده‌ی پول، بنده‌ی مقام، بنده‌ی شهوت، بنده‌ی قدرتهای بزرگ. وقتی شما می‌گویید لااله‌الّااالله، یعنی من فقط یک معبود دارم؛ نه پول را عبادت می‌کنم، نه مقام را عبادت می‌کنم، نه امپراتور را عبادت می‌کنم، نه فرعون را عبادت می‌کنم. عبادت هم صرفاً این نیست که انسان تقدیس بکند طرف را؛ نه، ممکن است اصلاً قبول هم نداشته باشد در دلش آن را، امّا عبادتش بکند! عبادت یعنی اطاعت کردن با همه‌ی وجود؛ این عبادت است. پس وقتی که ما می‌گوییم لااله‌الّااالله، در واقع داریم یک مایه‌ی عزّت را برای خودمان تأمین می‌کنیم؛ یعنی «وَالاَغلـّْلَ الَّ‌تی کانَت عَلَیهِم»،(2) خودمان را از این اغلال داریم رها می‌کنیم.

"اَلصَّلاةُ تَثبیتٌ لِلاِخلاص"؛
 بعد فرمود نماز هم این خصوصیّتها را دارد که اوّلاً تثبیت اخلاص است، یعنی برای خدا کاری انجام دادن؛ چون نماز، ذکر خالص خدا است و هیچ چیزی مخلوطش نیست و از اوّلی که انسان تکبیرة‌الاحرام را می‌گوید، مشغول ذکر الهی است؛ [البتّه] اگر توجّه و حضور داشته باشد؛ حالا ما که حواسمان گاهی پرت بشود که هیچ؛ آن کسی که حضور قلب دارد و خود را حاضر در مقابل خدای متعال میداند، [نماز او] یکسره ذکر خدا است؛ هم با لفظ، هم با عمل. ایستادن در مقابل خدا، رکوع کردن در مقابل خدا، سجودکردن در مقابل خدا، دست بلندکردن به دعا در مقابل پروردگار، ذکر خالص است و اخلاص را در دل انسان زیاد می‌کند. این یک [مطلب].

"وَ تَنزیهٌ عَنِ الکِبر"؛
کبر را هم از انسان [دور میکند؛ چون] انسان به خاک می‌افتد دیگر. البتّه حواسمان جمع باشد که در این نمازهایی که می‌خوانیم، بخصوص حالا بعضی‌ها از ماها که مثلاً فرض کنید امام جماعتیم و یک جمعیّتی پشت سرمان نماز می‌خوانند، این از آن حالتِ به اصطلاح به خود گرفتن عنوان، آن حالتِ اَشِر و بَطَر(3) خارج بشود؛ لَم اَخرُج اَشَراً وَ لا بَطَرا؛(4) در حال نماز، انسان گاهی اوقات تصوّر کند که حالا این منم که دارم می‌خوانم و همه‌ی این پانصدنفر، هزار نفر، ده هزار نفر پشت سر من [هستند]؛ این حالت به وجود نیاید. اگر این طور شد خودِ این مؤیّد کبر است؛ اگر این حالت نبود، آن وقت ضدّ کبر است؛ برای خاطر اینکه تعظیم است، تکریم است، به خاک افتادن است.

 

پی نوشت:

1) امالی طوسی، مجلس یازدهم، ص 296؛ «ای جابر!  عمر مانند سایه گذرا است؛ کلمه‌ی توحید، مایه‌ی عزّت اهل توحید است؛ نماز تثبیت‌کننده‌ی اخلاص و دورکننده‌ی کبر است.»

2) سوره‌ی اعراف، بخشی از آیه‌ی 157؛ «... و از [دوش] آنان قید و بندهایى را که بر ایشان بوده است برمى‌دارد ...»
3) تکبّر، غرور، خودپسندی
4) امالی طوسی، مجلس سیزدهم، ص 371

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

 

امام علی علیه السلام:

لَیْسَ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ أَکْرَمُ عَلَی اللَّهِ سُبْحَانَهُ مِنَ النَّفْسِ الْمُطِیعَةِ لِأَمْرِه

بر روی زمین هیچ موجودی کریم تر و بزرگوارتر و ارزشمندتر نزد خداوند متعال از انسانی که مطیع امر پروردگار باشد نیست.

 

پی نوشت:

مستدرک الوسائل، ج 11، ص 259

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

پاسخ به شبهات از وظایف مراکز حوزوی و دینی است که این خبرگزاری در شماره های گوناگون به ارائه برخی از شبهات قرآنی و پاسخ های آن، برگرفته از «درگاه اینترنتی مرکز آموزش تخصصی تفسیر و علوم قرآن» خواهد پرداخت.

 

- سؤال

آیا فرشتگان الهی عقل دارند؟ اگر عقل ندارند پس چرا خداوند از آنها سؤال کرد؟ اگر خداوند به آنها علمی محدود عطا کرده، سؤال خدا با عقل جور در نمی‎آید زیرا شما از رایانه خود آنچه را که به آن داده‎اید و در حافظه‎اش ذخیره کرده‎اید می‎طلبید؟ نه افزونتر، علاوه عقل باعث کمال است و در فرشتگان کمال نیست و در همان مقطع می‎مانند. لطفاً پاسخ مستدل بیان کنید.

 

- پاسخ

یک دسته از موجوداتی که در قرآن و احادیث، نامی از آنها به میان آمده، فرشتگان می‎باشند، اینها موجوداتی هستند که ما با حس خود نمی‎توانیم آنان را درک کنیم و از ویژگی های وجودی و ماهیتشان آگاهی داشته باشیم مگر همان اندازه که قرآن و روایات به ما معرفی کرده است.

 

آیات زیادی وجود دارد که نشان می‎دهد، فرشتگان دارای عقل و شعورند از جمله:

 

1- «و سیق الذین کفروا الی جهنم زمراً حتّی اذا جاؤها فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها الم یأتکم رسل منکم یتلون علیکم آیات ربکم و ینذرونکم لقاء یومکم هذا قالوا بلی و لکن حقّت کلمة العذاب علی الکافرین و...»، [و آنروز] آنان که به خدا کافر شدند فوج فوج به جانب دوزخ برانند و چون آنجا رسند درهای جهنم را برویشان بگشایند و نگهبانان دوزخ به آنها گویند: مگر پیامبران خدا برای هدایت شما نیامده، آیات الهی را برایتان تلاوت نکردند و شما را از ملاقات این روز سخت نترسانیدند؟ جواب می‎دهند بلی، لکن [افسوس که ما خود را مستحق عذاب کردیم] وعدة عذاب بر کافران محقق و حتمی گردید(زمر/71).

 

در این آیه منظور از نگهبانان دوزخ (خزنتها) فرشتگان هستند که از کافران پرسش می‎کنند و پرسش آنان نشانگر برخورداری از عقل و شعور است زیرا موجودی که عقل ندارد قدرت سؤال کردن را نیز ندارد.

 

همچنین در آیة 73 این سوره، در بارة فرشتگان، موکل بهشت آمده است که، خطاب به بهشتیان می‎گویند: «سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین»، سلام بر شما، گوارایتان باد این نعمت‎ها، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.

 

2- «ویوم نحشرهم جمیعاً ثم یقول للملائکة اهؤلاء ایّاکم کانوا یعبدون * قالوا سبحانک انت ولیّنا من دونهم بل کانوا یعبدون الجنّ اکثرهم بهم مؤمنون»، به‎خاطر بیاور روزی که خدا همة مردم را در عرصة محشر جمع آورد، آنگاه به فرشتگان گوید آیا این گروهند که شما را معبود خود گرفتند؟ فرشتگان زبان به تسبیح خدا گشوده گویند بارالها تو از هر شریک ونقصی پاک و منزهی، تو خدا و یار مایی نه ایشان، اینان جن و شیاطین را می‎پرستیدند و اکثرشان گرویده به آنها بودند(سبأ/40و41).

 

بر طبق آیة شریفه، فرشتگان، مورد سؤال خداوند واقع شده‎اند و آنان نیز پاسخ دادند، بدیهی است کسی که دارای عقل و شعور نیست سؤال کردن از او معنا ندارد و قهراً قدرت پاسخ گفتن نیز ندارد.

 

البته هدف از پرسش این بوده که از بیان فرشتگان حقایق روشن شود و این گروه عبادت کنندة ملائکه (مشرکان) سرافکنده و شرمنده شوند و بدانند، آنها از عمل اینها بیزارند، نه این‎که مجهولی برای ذات پاک خداوند کشف گردد، چرا که او به همه چیز عالم است.

 

به هرحال فرشتگان‎حقایق را برای آنها بیان‎کردند و این از داشتن‎عقل وشعور آنهاحکایت می‎کند.

 

3- «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم ناراً وقودها النّاس والحجارة علیها ملائکة غلاظ شداد لا یعصون اللّه ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون»،ای کسانی که به خدا ایمان آورده‎اید [در طاعت حق بکوشید] و خود را با خانوادة خویش از آتش دوزخ نگاه دارید چنان آتشی که مردم [سخت دل] کافر و سنگ خارا، آتش افروز آن است و بر آن دوزخ، فرشتگان بسیار دل سخت مأمورند که هرگز نافرمانی خدا را [در اجرای قهر و غضب حق] نخواهند کرد و آنچه را به آنها حکم شود [فوراً] انجام می‎دهند(تحریم/6).

 

جملة «لا یعصون...» اشاره به این نکته است که فرشتگان به تکلیف خویش ملتزمند و معصیت درآنها راه ندارد وجمله «یفعلون ما یؤمرون» ناظربه این است که آنان عمل را طبق دستور انجام می‎دهند.

 

بدیهی است کسی را مورد تکلیف قرار می‎دهند که عقل داشته باشد، پس فرشتگان از آنجایی که عقل دارند مورد تکلیف قرار گرفته‎اند و وظایف و مسئولیتهای خطیری نیز به دوش آنان گذاشته شده است.

 

ناگفته نماند که تکلیف فرشتگان، از سنخ تکلیف معهود در انسان ها نیست چرا که تکلیف در انسان همراه با اراده و اختیار است و این یک امر اعتباری است که به دنبال آن ثواب و عقاب به میان می‎آید یعنی اگر مکلف دارای اختیار باشد و به اختیار خود تکلیف را انجام دهد مستحق پاداش می‎شود و اگر سرپیچی کند سزاوار عقاب می‎گردد. امّا تکلیف فرشتگان از این سنخ نیست چون در فرشتگان اختیار راه ندارد تا اطاعت و معصیتی باشد و درنتیجه پاداش و مجازات مطرح نیست،آنها مخلوقات پاک ونوریة الهی هستندکه هر آنچه خداوند اراده کند،اراده می‎کنند وآنچه را که اوفرمان داده انجام می‎دهند.خداوند دربارة آنها می‎فرماید: «بل عباد مکرمون * لایسبقونه بالقول و هم بامره یعملون»، بلکه آنها (فرشتگان) بندگان مقرب خدا هستند که هرگزپیش از امر خدا، کاری نخواهند کرد و هر چه‎کنند به فرمان او انجام می‎دهند(انبیاء/26و27).

 

از این رو در عالم فرشتگان جزاء و پاداش و ثواب و عقاب مطرح نیست، در حقیقت تکلیف فرشتگان تکلیف تکوینی است و تکلیف انسان تکلیف تشریعی است، بنابراین فرشتگان دارای عقل و شعورند هر چند از خود اراده ندارند.

 

در پایان برای تأیید این مطلب که فرشتگان دارای عقل هستند روایتی را نقل می‎کنیم. در روایتی امام باقر(علیه السّلام) می‎فرماید: «ان اللّه عزوجل خلق اسرافیل و جبرائیل و میکائیل من تسبیحة واحدة و جعل لهم السمع والبصر و جودة العقل و سرعة الفهم»: خدای عزوجل اسرافیل و جبرائیل و میکاییل را از یک تسبیح آفرید و به آنان گوش و چشم و تیز عقلی و سرعت فهم داد. (المیزان،ج17/8)

 

و نیز در روایت دیگر، علی(علیه السّلام) وجود عقل و شعور را برای فرشتگان یک مطلب مسلم در نظر گرفته و فقط به ویژگیهای عقل آنها پرداخته است که عقل آنان دچار سهو و نیسان نمی‎گردد.

از مطالب گذشته روشن شد که فرشتگان کارهایی را انجام می‎دهند که حاکی از عقل و شعور آنان است.

 

ویژگیهای فرشتگان

قرآن دربارة آفرینش انسان و جن، سخن به میان آورده و آنها را موجوداتی جسمانی می‎داند که از ماده آفریده شده‎اند امّا در بارة فرشتگان سخن صریحی به میان نیامده است.

 

با استفاده از آیات گذشته و دیگر آیات، می‎توان ویژگیهایی را برای فرشتگان بر شمرد که برخی از آنها عبارتند از:

 

الف- موجوداتی نیکوکار و شریف و گرامی هستند «کرام بررة» (عبس/16)

 

ب- در تمام حوادث، واسطه بین خدا و عالم ماده هستند و بعضی از آنها مأموریتهای ویژه دارند(نازعات/5-1).

 

ج- تنها فرمان های خداوند را اجرا می‎کنند(انبیاء/27).

 

د- در بین فرشتگان نافرمانی وجود ندارد و آنچه را که خداوند اراده کرده، اراده می‎کنند و هیچ دستوری را کم و زیاد نمی‎کنند (در واقع ارادة مستقلی از خود ندارند)(تحریم/6).

 

ه‍ - فرشتگان هر یک دارای مقامی هستند و مقامات و مراتب آنان یکسان نیست، برخی در مقام برتر از برخی دیگر می‎باشند(صافات/164) مثلاً جبرئیل، فرماندة بسیاری از فرشتگان است «مطاع ثمّ امین»(تکویر/21).

 

و- در کار فرشتگان شکست راه ندارد زیرا آنها با ارادة خداوند قادر، کارهایی را انجام می‎دهند که شکست پذیر نیست(فاطر/44 و یوسف/21 و طلاق/3)

 

ز- آنان دارای قدرتی هستند که مانند پرندگان می‎توانند به آسمان و زمین رفت و آمد کنند که قرآن از آن تعبیر به بال کرده است و این کنایه از قدرت خاصی است(فاطر/1)

 

تکامل در فرشتگان

قرآن کریم در بارة تکامل فرشتگان سخنی به میان نیاورده است، امّا مرحوم علامه طباطبایی ‎قدس‎سره ‎ـ در ذیل آیة 1 سورة فاطر چنین می‎نویسد:

 

فرشتگان موجوداتی هستند که منزه از مادة جسمانی هستند زیرا مادة جسمانی در معرض نابودی و زوال و فساد است و نیز کمال در ماده، تدریجی است، از مبدء سیر، حرکت می‎کند تا به تدریج به غایت کمال برسد و چه بسا در بین راه به مانع و آفتی برخورد کند و پیش از رسیدن به کمال، از بین برود ولی فرشتگان این طور نیستند.

 

در اینجا نکته‎ای را متذکر می‎شویم و آن این‎که بین عقل و تکامل، تلازمی نیست یعنی این چنین نیست که هر موجود عاقلی می‎بایست تکامل داشته باشد، انسان موجود عاقلی است وتکامل هم در او مطرح است امّا فرشتگان موجودات عاقلی هستند که از تکامل بی‎بهره‎ می‎باشند چرا که آنان عقل محض هستند.

 

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

سوره بروج، هشتاد و پنجمین سوره قرآن جزء سی ام و از سوره‌های مکی است این سوره را به این دلیل بروج می‌نامند که با سوگند به آسمانی شروع می‌شود که دارای برج‌هاست.

سوره بروج درباره سرگذشت اصحاب اخدود و سرنوشت مومنان به خدا در روز قیامت سخن می‌گوید و به تکذیب‌کنندگان قرآن هشدار به عذاب می‌دهد و در آخر، قرآن را در لوح محفوظ می‌داند. لوحی که تمام اتفاقات عالم، همراه با جزئیات کامل در آن ثبت است و به هیچ وجه قابل تغییر و دگرگونی نیست.

در فضیلت این سوره از پیامبر (ص) نقل شده هر کس سوره بروج را قرائت کند ده برابر روز‌های جمعه و روز‌های عرفه‌ای که درک کرده است به او پاداش داده می‌شود همچنین آن حضرت (ص) به قرائت این سوره در نماز‌های مختلف روزانه سفارش کرده است از امام صادق (ع) هم نقل شده است هر کس سوره بروج را در نماز‌های واجب خود بخواند در محشر و موقف‌هایی که در پیش خواهد داشت، همراه با پیامبران و رسولان و صالحان خواهد بود؛ زیرا سوره بروج سوره پیامبران است.

در تفسیر برهان برای این سوره خواصی از جمله برطرف کننده ترس و سختی از انسان و راحتی خواب و آسوده جدا کردن کودک از شیر مادر ذکر شده است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

وره طارق هشتاد و ششمین سوره قرآن است و در جزء سی ام آن قرار دارد. 

طارق به معنای ستاره است و این سوره را از آن رو طارق نامیده‌اند که در آغاز آن، به طارق سوگند یاد شده است.

سوره طارق به معاد می‌پردازد و بیان می‌کند خداوند قادر است، انسان را پس از مرگ دوباره زنده کند. این سوره سپس درباره اهمیت قرآن سخن می‌گوید و آن را سخنی قاطع و روشنگر معرفی می‌کند. آیه نهم این سوره از آیات مشهور است که قیامت را «یوم تبلی السرائر: روزی که راز‌ها فاش می‌شود» می‌خواند.

از پیامبر (ص) نقل شده هر کس سوره طارق را تلاوت کند، خداوند به تعداد هر ستاره‌ای که در آسمان وجود دارد، ده حسنه به او می‌بخشد. در نقلی دیگر پیامبر (ص) آموختن سوره طارق را وسیله‌ای برای تقرب به خداوند و عاملی برای بخشش گناهان بجز شرک می‌داند. از امام صادق (ع) نیز نقل شده است هر که در نماز‌های واجب خود، سوره طارق را بخواند، در روز قیامت در نزد خداوند مقام و منزلتی والا خواهد داشت و از همراهان انبیاء و یارانشان در بهشت خواهد بود.

در تفسیر البرهان برای قرائت سوره طارق خواصی چون جلوگیری از عفونت زخم ذکر شده است.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

سدير صيرفى از امام باقر (ع) نقل مى‏ كند كه فرمود:

به چهار نفر نزديك مشو و با آنان برادرى مكن:

1. احمق، زيرا احمق مى‏ خواهد به تو سود برساند ولى به تو زيان مى‏ رساند.

2. بخيل، زيرا بخيل از تو مال مى‏ گيرد ولي به تو برنمي گرداند.

3. ترسو، زيرا به هنگامى كه به وجود او نياز داريد نه تنها از شما بلكه از پدر و مادر خود نيز مى ‏گريزد.

4. دروغگو، زيرا دروغگو راست هم بگويد ديگر نمي توان سخنش را پذيرفت.

 

پي نوشت:

الخصال، ترجمه جعفرى، ج‏1، ص365، حديث 100

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

حجت الاسلام والمسلمین سید علیرضا عبادی، امروز در دیدار خبرنگاران استان بیرجند، گفت: مسئولان باید پاسخگوی مشکلات خبرنگاران باشند.

وی با اشاره به لزوم حمایت قوه قضائیه از افرادی که حرف حق می زنند و گزارش و خبر مستند و درست می نویسند و بعد تحت فشار قرار می گیرند، افزود: این ها باید حمایت شوند و ما هم حمایت می کنیم، از این مشکلات خبر داریم، بی تفاوت نیستیم و نباید هم باشیم.

امام جمعه بیرجند با بیان اینکه خبرنگاران در تثبیت حق و از طرفی هم در جهت گمراهی مردم نقش مهمی دارند، گفت: آنهایی که قلم به گمراهی مردم بزنند و یا سخن به گمراهی بگویند، در گناه افرادی که گمراه می شوند، شریک هستند.

حجت الاسلام والمسلمین عبادی با اشاره به اینکه خبر مانند پرونده ای است که ساخته می شود و بعد جامعه به قضاوت آن می نشیند، گفت: چنانچه این پرونده ناصالح باشد، سرنوشت جامعه چه می شود و گناه آن بر گردن چه کسی است؟

وی با اشاره به اینکه خبرنگار باید در کلام و قلم خود صراحت و دقت داشته باشد و از مشکلات نهراسد، افزود: خیلی از بزرگان مانند ابوذر غفاری به دلیل صراحت در کلام و رسوایی دشمنان حتی شکنجه شدند و تنها ماندند، اما خدا با آنها بود.

هنر یهودی ها در تحریف بوده است 

امام جمعه بیرجند با اشاره به نقش مهم خبرنگار در امانت داری و حق گویی و اینکه افرادی که حقایق را جابجا می کنند و جای جلاد و شهید را عوض می کنند، این ها در گناه منحرف شدن جامعه شریک هستند، گفت: همواره هنر یهودی ها در تحریف بوده است، آنها تورات را تحریف و آن قدر در این زمینه بی حیایی کردند که وقتی تورات فعلی را نگاه می کنیم، می بینیم پیامبران بزرگ الهی را در حد انحراف موهون قرار دادند.

حجت الاسلام والمسلمین عبادی ادامه داد: متاسفانه دشمنان حتی انجیل را هم به اعتراف خودشان تحریف کردند، انجیل حضرت عیسی(ع) یک کتاب بوده است، اما امروز بیش از صد نوع انجیل وجود دارد.

وی افزود: دشمنان چون نتوانستند به قرآن که معجزه الهی است، دست ببرند و آن را تحریف کنند، اسلام را تحریف کردند، لذا می بینیم امروز عناصری به اسم اسلام، نوکری کفار و بدتر از کفار عمل را می کنند و چهره اسلام را از هر بدی بدتر نشان می دهند.

نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی ادامه داد: متاسفانه دشمنان گاهی به احادیث و روایات هم دستبرد می زنند و یک سری مطالب را یهودی ها از خود ساختند و به دست افراد نادان تر از خود به اسم پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) ثبت کردند که اینها تحریف است و البته خیلی از متخصصین علم رجال زحمت می کشند و کار جداسازی آن را انجام می دهند.

تبلیغ برای افراد ظالم حرام است 

حجت الاسلام والمسلمین عبادی با به نقش مهم رسانه ها در روی کار آمدن افراد ظالم در طول تاریخ اشاره کرد و گفت: ظالمانی که در طول تاریخ آمدند و بر دوش مردم سوار شدند، یک نفره که نتوانستند کاری کنند، بلکه برخی افراد برای او حرف زدند و تبلیغ کردند و او را بر کرسی نشاندند.

نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی به تشریح کلمه تقوا در رسانه پرداخت و افزود: تقوا یعنی اینکه وقتی فرد می خواهد چیزی را بنویسد و بگوید؛ بسنجد که خدا راضی است یا نه؟

حجت الاسلام والمسلمین عبادی با اشاره به اینکه کسانی که افرادی را با قلم و زبان خود گمراه کنند، بار زیان خود و کسانی را که گمراه کردند روی دوش آنها است و در قیامت باید پاسخ بدهند، افزود: کسی که اهل ظلم و فساد است اگر از او مدح شود عرش الهی به لرزه در می آید و متزلزل می شود.

 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 18 مرداد 1398 | | نویسنده : گمنام

:کتاب «نقش باورهای دینی در رفع نگرانی ها» اثری از حبیب الله طاهری است که فصول چهارده گانه این کتاب در شماره های گوناگون تقدیم حضور شما فرهیختگان می گردد.

 

فصل هشتم: اضطراب و نگرانی از احساس گناه و راه درمان آن (توبه درمانی)

 

احساس گناه

 

انسان هر قدر وجدانش ضعیف باشد باز در برابر گناهانی که مرتکب شده، ظلم هایی که کرده، بی وفایی ها، پیمان شکنی ها، خیانت ها، دروغ ها و آلودگی های اخلاقی دیگر احساس شرمندگی می کند، احساس می کند. که از درون جانش می سوزد، همانند شخص مجرمی که مأموران انتظامی در به در دنبالش می گردند، احساس وحشت می کند. هرچه وجدانش قوی تر باشد، این احساس در او قوی تر خواهد بود.

 

احساس گناه از نظر روان شناسان از مظاهر منفی تقدیر ذاتی به حساب می آید و احساسی بیمارگونه از ارتکاب گناه و خطاست که حتی ممکن است عمداً و یا باآگاهی مرتکب نشده باشد و یا اگر با اختیار آن را انجام داده باشد، می بایست فکر جبران و حل آن باشد، نه آن که احساس آن باعث رنج و درد او گردد.

 

از بارزترین اشکال احساس کمبود و گناه به معنای بیماری آن، ارزش یابی منفی از خود است و خود را به شدت سرزنش می کند. گاه می گوید: نباید این کار را می کردم، و یا باید کاری را که می کردم، ولی نکردم. گاه با صراحت می گوید: معلوم می شود که آدم بدی هستم، شیطان در وجودم رخنه کرده، بی شخصیت هستم، آدم بی ارزشی هستم و مانند این. (273)

 

اگر علاوه بر احساس گناه، احساس افسردگی، خجالت یا اضطراب هم باشد معلوم می شود که این شخص گرفتار یکی از پیش فرض های ذیل نیز هست:

 

1. به خاطر رفتار بدم، آدم حقیر و بی ارزشی هستم. این برداشت منجر به افسردگی می شود.

2. اگر مردم بفهمند که چه کرده ام، به دیده حقارت نگاهم خواهند کرد. این شناخت به خجالت منجر می شود.

3. ممکن است به تلافی کاری که کرده ام تنبیه شوم. این فکر موجب اضطراب می شود.

 

حال سؤال این است که بر فرض کار اشتباهی کرده است آیا به راستی سزاوار سرزنش است؟ آیا آن عمل گناه تا این اندازه وحشتناک و غیراخلاقی است؟ آیا این شخص مطمئن است که مبالغه نمی کند؟ (274)

 

علت هر نوع نگرش منفی فرد نسبت به خود را باید در سرزنش خود جستجو کرد. خواه این نگرش به صورت سرزنش باشد یا دل سوزی و ترحم و خواه مربوط به احساس کمبود باشد یا احساس گناه و یا سایر اشکال نگرش منفی نسبت به خود.

 

به هرحال احساس گناه، به صورت بیمارگونه که در افراد ظاهر می شود، یکی از عوامل پژمردگی، افسردگی، اضطراب و نگرانی است که باید برای آن فکری کرد؛ وگرنه انسان ها دایم در رنج بوده و از درون می سوزند و از بیرون به صورت یک انسان افسرده و پژمرده در جامعه ظاهر می شوند واین نوع بیماری تازمانی که از ریشه برکنده نشود وعلل آن برطرف نشود، صرفاً با مراجعه به پزشک ومصرف داروهای مربوطه قابل علاج نخواهند بود.

 

بررسی

از این که انسان دارای وجدان و فطرت انسانی و الهی است تردیدی وجود ندارد، و باز این که در انسان به تعبیر قرآن کریم «نفس لوامه» وجود دارد و او را پس از ارتکاب گناه مورد سرزنش قرار می دهد، شکی نیست، اما سخن در این است که فایده و خاصیتِ این نفس لوامه و یا به تعبیر امروزی «وجدان بیدار» انسان، چیست؟ آیا سرزنش او برای انسان نفعی دارد و بالأخره او را به راه صحیح الهی و ترک گناه می کشاند یا صرفاً او را سرزنش می کند آن هم به قدری که او را به صورت یک انسان غمگین، افسرده، مضطرب و نگران درمی آورد که دیگر به درد هیچ کاری حتی عبادات نخورد؟ روان شناسانی که احساس گناه را در کتاب هایشان به عنوان علتی برای افسردگی، رنج و درد مطرح می کنند، اغلب یک سویه به قضاوت می نشینند و احساس گناه را تنها در بعد منفی آن می بینند. در حالی که آن چه مهم است و فلسفه خلقت «نفس لوامه» است بُعد مثبت آن است که ذیلاً اشاره می شود.

 

احساس گناه مثبت و منفی

قبل از تبیین احساس گناه مثبت و منفی، لازم است بدانیم که گناه در اصطلاح روان شناسان غیر از گناه به معنای عبادی آن است. معنای عبادی گناه یعنی پشیمانی عالمانه از ارتکاب آن چه که خداوند نهی فرموده است. لکن گناه در نظر روان شناسان، احساسی بیمارگونه از ارتکاب گناه یا خطاست که عمداً، و یا باآگاهی مرتکب نشده است و یا کاری است که برخلاف آداب، رسوم و شئون انجام گرفته است، ولی مورد نهی شارع نبوده است. مثلاً در خدمت به یکی از مهمانانش کوتاهی کرده یا سهواً نسبت به دوستش اهانت کرده است. برای این کار به خود می پیچد و به جهت چنین کوتاهی و تقصیری به موءاخذه خود می پردازد و در ملامت و سرزنش خود زیاده روی می کند.

 

روان شناسان بین دو نوع احساسِ گناهِ منفی و مثبت، تفاوتی قایل نشده اند و نتیجه آن ارتکاب اشتباهاتی است که بدون شک در بهداشت روانی انسان موءثر افتاده است.

 

اما دیدگاه اسلام از یک طرف مبتنی بر تفاوت بین این دو نوع احساسِ خطا یا گناه است و از طرف دیگر مبتنی بر ترسیم نوعی احساس است که فرد مسلمان باید دارا باشد.

 

نوعی احساسِ خطاکاری وجود دارد که بی تردید بیماری است. مانند آن چه در بالا اشاره شد. شخصی که مثلاً در خدمت به یکی از میهمانانش کوتاهی کرده یا سهواً نسبت به دوستش اهانت کرده است، تمام شب را به خود می پیچد و به جهت چنین کوتاهی و تقصیری، به موءاخذه خود می پردازد و در ملامت و سرزنش خود زیاده روی می کند و از خطایی که از او سرزده گریان می شود؛ به طوری که این احساس خطاکاری جزیی از شخصیت او می شود و او را در ورطه ابتلا به بیماری های عصبی قرار می دهد (احساس گناه منفی).

 

این نوع احساس گناه و خطاکاری، بدون شک با نوع دیگر آن (احساس گناه مثبت) که بهنجار است، تفاوت دارد و آن احساسِ گناه به معنای عبادی است. مانند کسی که مثلاً عمل حرامی انجام داده، مرتکب قتلی شده یا شرابی خورده و یا مال یتیمی را برداشته و سپس پشیمان شده است. به طوری که احساساتش مصداق فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله شد که می فرمایند: موءمن احساس می کند که گناهش مانند کوهی بر سینه اش سنگینی می کند، اما احساس فاسق، به نحوی است که گویا پشه ای از جلوی صورتش عبور کرده است. در این مثال احساس گناه از نظر بهداشت روانی بسیار بهنجارتر است تا احساس آنی و گذرای آن، یعنی کاملاً مخالف حالت سابق است. (275)

 

به هرحال احساس گناه به صورت مثبت، انسان را به کمال می رساند؛ زیرا شخص از عمل بدِ پیشینِ خود پشیمان می شود و دیگر مرتکب آن نمی شود و اگر مفسده ای بر آن مترتب بود، درصدد اصلاحش برمی آید که این همان توبه در اسلام است.

 

اما احساس گناه به صورت منفی نه تنها برای شخص مفید نیست و او را اصلاح نمی کند و به کمال نمی رساند، بلکه نوعی بیماری است که شخص را از پا درمی آورد و به افسردگی و رنج دایم مبتلا می سازد.

 

در اسلام احساس گناه، خوب است به شرط این که او را وادار به توبه و اصلاح کارهای زشتِ قبلی نماید و احساس بیمارگونه گناه که منجر به خود آزاری و سرزنشِ افراطی و سرانجام ابتلا به افسردگی نماید، مورد قبول نیست؛ زیرا گناه، قابل بخشش است و رحمت خدا بر غضبِ او سابق است؛ لذا ترسِ بیهوده و خارج از حدِ اعتدال، صحیح نیست.

 

توبه دری به سوی رحمت خداوند

از جمله مشکلات مهمی که بر سر راه مسایل تربیتی وجود دارد، احساس گناه کاری بر اثر اعمال بد پیشین است. مخصوصاً زمانی که این گناهان، سنگین باشد، این فکر دایماً در نظر انسان مجسم می شود که اگر بخواهد مسیر خود را به سوی کمال، پاکی و تقوا تغییر دهد، و به راه خدا بازگردد، چگونه می تواند از مسئولیت سنگین گذشته، خود را برهاند.

 

این فکر مانند کابوسی وحشتناک بر روح او سایه می افکند و چه بسا او را از تغییر برنامه زندگی و گرایش به پاکی، بازمی دارد.

 

به او می گوید: توبه کردن چه سود!؟ چراکه: زنجیر اعمال گذشته ات هم چون یک طوق لعنت، بر دست و پای توست. اساساً تو رنگ گناه پیدا کرده ای، رنگی ثابت و تغییرناپذیر!

 

کسانی که با مسایل تربیتی و گناه کارانِ توبه کار، سر و کار دارند، آن چه را گفتیم به خوبی آزموده اند، آنان می دانند این چه مشکل بزرگی است. در چنین حالتی، اگر درهای رحمت به روی چنین افرادی بسته باشد، برای همیشه مأیوس مانده و از راه نجات باز می مانند (احساس گناه منفی)، ولی خوشبختانه در فرهنگ اسلامی، این مشکل حل شده و توبه و انابه را هر گاه با شرایط، همراه باشد به عنوان وسیله قاطعی برای جدا شدن از زندگی آلوده و نکبت بارِ گذشته و آغاز زندگی جدید و حتی تولد ثانوی می داند. کراراً در روایات اسلامی درباره گنه کارانِ توبه کار می خوانیم: «کمَنْ وَلَدَتْهُ اُمَّهُ؛ (276) او همانند کسی است که (تازه) از مادر متولد شده است».

 

در روایتی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می خوانیم:

«أَلتّائِبُ مِنَ الْذَّنْبِ کمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ؛ کسی که از گناه توبه کند، همانند کسی است که اساساً گناه نکرده است».

 

و در آیه شریفه می فرماید: «قُلْ یا عِبادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ وَأَنِیبُوا إِلی رَبِّکمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِیکمُ العَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ». (277)

 

بنابراین، در مکتب تربیتی اسلام، توبه به عنوان یک اصل تربیتی با اهمیت فوق العاده ای مطرح است و از تمام گنه کاران دعوت می کند که برای اصلاح خویش و جبران گذشته، از این در وارد شوند. در توبه، دری به سوی رحمت الهی است. لذا در قرآن کریم، «96» مرتبه ماده توبه و «230» مورد ماده «غفر و استغفار» ذکر شده است که همه این ها نشانه اهمیتِ توبه در دیدگاه الهی است.

 

امام علی بن الحسین علیه السلام در مناجات «تائبین» به پیشگاه حضرت حق چنین عرضه می دارد:

«اِلهی اَنْتَ الَّذی فَتَحْتَ لِعِبادِک باباً اِلی عَفْوِک سَمَّیتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا اِلَی اللهِ تَوْبَةً نَصُوحاً فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ؛ (278) خدای من! تو کسی هستی که دری به سوی عفوت به روی بندگانت گشوده ای، و نامش را توبه نهاده ای، و فرموده ای بازگردید به سوی خدا و توبه کنید توبه خالص، اکنون عذر کسانی که از ورود از این در، بعد از گشایش آن غافل شوند، چیست؟ ».

 

به قدری در روایات اسلامی نسبت به مسأله توبه، تأکید شده است تا جایی که از امام باقر علیه السلام نقل شده است که:

«اِنَّ اللهَ تَعالی اَشَدُّ فَرَحاً بُتَوبةِ عَبدِهِ مِنْ رَجُل اَضَلَّ راحِلَتَهُ وَزادهُ فِی لَیلة ظَلْمَاءِ فَوَجَدَها؛ (279) خداوند از توبه بنده اش، بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان، در یک شب تاریک، گم کرده و سپس آن را بیابد، شاد می گردد».

 

این تعبیراتِ آمیخته با بزرگواری، همه برای تشویق بندگان گنه کار به این مهم است.

به هر حال، «توبه» امری است عظیم و راهی است برای بازگشت به حق تعالی و رحمت واسعه او، و با وجود چنین راه نجاتی، دیگر جایی برای احساس گناه به صورت منفی باقی نمی ماند.

 

توبه چیست؟

«توبه» در لغت به معنای بازگشت است و در قرآن کریم، هم به خدا نسبت داده شده و هم به انسان. «توبه خدا» به معنای برگرداندن لطف و رحمت خود به سوی بندگان، و توبه انسان به معنای برگشت او از حالات و اعمال فاسد گذشته خود است لذا هر توبه انسان، محفوف به دو توبه از خداست اول، خدا توبه می کند؛ یعنی لطف خود را به بندگانِ گنه کار، برمی گرداند و با این لطف، انسان متوجه بدی های خود می شود. پس از این توجه، توبه کرده و از افعال و اعمال گذشته خود پشیمان می شود و برمی گردد. پس از این حالت، بار دیگر خدا لطف کرده و توبه او را می پذیرد. آری، یک توبه انسان، میان دو توبه لطف خدا قرار می گیرد.

 

اول: خدا توفیقِ توجه به عیب ها را به انسان عطا می کند.

دوم: انسان، پشیمان شده و از آن عیب ها و فسادها، توبه می کند.

سوم: خداوند کریم و رحیم، این توبه را می پذیرد.

 

قرآن کریم، این حقیقت را چنین بازگو می کند: «ثُمَّ تابَ عَلَیهِمْ لِیتوبوا إِنَّ اللهَ هُوَالتَّوَّابُ الرَّحِیم؛ (280) خداوند لطف خودش را بر آنان شامل می کند و می فهمند که بد کرده اند، سپس آن افراد، متوجه توبه می شوند، بار دیگر خداوند رحیم، توبه آنان را پذیرفته وآنان را می بخشد».

 

علی علیه السلام «توبه» را چنین معنا می کند:

«التَّوبَةُ نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وإستغفارٌ باللِّسانِ وَتَرَک بِالْجَوارحِ وإِضمارٌ اَنْ لا یعوُدَ؛ (281) توبه از چهار چیز تشکیل می گردد: اول: پشیمان شدن قلبی، دوم: آن پشیمانی در قالب استغفار به زبان جاری گردد، سوم: در کنار آن دو، ترک معاصی و رها کردن فسادهای گذشته، تحقق یابد. چهارم: تصمیم بر این که در آینده نیز آن گناهان و فسادها تکرار نگردد».

به هر حال، پشیمانی از گذشته و تصمیم بر ترک کردار زشت در آینده، و ابراز این حالت با ذکر استغفار، بدنه اصلی توبه را تشکیل می دهد.

 

آثار توبه

با مراجعه به آیات قرآن کریم و روایت اهل بیت علیه السلام درباره توبه، معلوم می شود که برای توبه، آثار بسیاری است که در این جا به بخشی از آنها در حد این نوشتار، اشاره می کنیم.

 

البته توبه ای دارای آثار ذیل است که با شرایطِ کامل و به عنوان توبه حقیقی و یا به تعبیر قرآن کریم «توبه نصوح» واقع شده باشد، نه آن که با صرف گفتن یک «استغفراللّه » این همه آثار بر آن مترتب شود. اساساً اگر شخصی توبه کند و پس از توبه، هم چنان به کردار زشتش ادامه دهد، نه تنها توبه کار نیست، بلکه به تعبیر امام باقر علیه السلام مستهزء و مسخره کننده است. «المُقیمُ علی الذَّنبِ وَهُوَ یسْتَغْفِرُ مِنهُ کالْمُستَهزِء؛ (282) کسی که نسبت به گناه پافشاری داشته و در عین حال، استغفار می کند، مانند کسی است که مسخره می کند».

 

در قرآن کریم، تنها در یک آیه پنج اثر برای «توبه» بیان شده است که عیناً متن آیه آورده می شود:

«یا أَیها الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلی اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکمْ أَنْ یکفِّرَ عَنْکمْ سَیئاتِکمْ وَیدْخِلَکمْ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِها الأَنْهارُ یوْمَ لا یخْزِی اللّهُ النَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یسعی بَینَ أَیدِیهِمْ وَبِأَیمانِهِمْ یقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَاغْفِرْ لَنا إِنَّک َ عَلی کلِّ شَی ء قَدِیرٌ؛ (283) ای کسانی که ایمان آورده اید! توبه کنید، توبه خالص. امید است با این کار، پروردگارتان، گناهان شما را ببخشد و شما را در باغ هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد کند؛ در آن روزی که خداوند پیامبر و کسانی که به او ایمان آورده اند را خوار نمی کند. این در حالی است که نور آنان از پیشاپیش آنان و از سمت راستشان در حرکت است و می گویند: پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر کار توانایی».

 

از این آیه و سایرآیات استفاده می شود که «توبه نصوح و خالص» دارای چند اثر بزرگ است:

1. بخشودگی سیئات و گناهان. که در آیات دیگر نیز وارد شده و اساساً ثمره اصلی توبه همین است: «وَ إِنِّی لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی؛ (284) من بخشنده کسانی هستم که توبه نمایند و ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهند (و از نظر امور سیاسی و تبعیت از رهبر الهی و لایق نیز) هدایت یافته باشند (یعنی بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله از اهل بیت او تبعیت کرده باشند) ».

 

2. رسوا و مفتضح نشدن در روزی که پرده ها کنار می رود و حقایق آشکار می گردد و دروغ گویانِ تبهکار، رسوا می شوند. آری در آن روز، تنها پیامبر صلی الله علیه و آله و موءمنان، آبرومند خواهند بود؛ چرا که آن چه گفتند، به واقعیت می پیوندد: «یوْمَ لا یخْزِی اللّهُ النَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ». (285)

 

3. نور ایمان و عمل آنان در پیشایش و سمت راست آنان حرکت می کند و مسیر آنان را به سوی بهشت روشن می سازد: «نُورُهُمْ یسعی بَینَ أَیدِیهِمْ وَبِأَیمانِهِمْ». (286)

 

4. توجه شان به خدا بیشتر می گردد. لذا رو به سوی درگاه خدا آورده و از او تقاضای تکمیل نور و آمرزش کامل گناه خویش می کنند: «یقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَاغْفِرْ لَنا». (287)

 

5. بالاخره، ورود در بهشت پربرکت و نعمت الهی، یکی از ثمرات آن است: «وَیدْخِلْکمْ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِها الأَنْهارُ». (288)

 

6. شیرین شدن زندگی تلخ و ناگوار همراه با آلودگی، چنان که می فرماید: «تُوبُوا إِلَیهِ یمَتِّعْکمْ مَتاعاً حَسَناً؛ (289) هرگاه شما توبه کنید، خداوند شما را به بهره ای نیکو، کامیاب می نماید».

 

7. تبدیل سیئات به حسنات، یعنی نه تنها خداوند در اثر توبه گناه را می بخشد، بلکه گناه را تبدیل به ثواب و «سیئات» را مبدل به «حسنات» می نماید. چنان که می فرماید:

 

«إِلاّ مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَاُّولئِک یبَدِّلُ اللّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَنات؛ (290) کسی که توبه کرده و ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد، خداوند بدی های آنان را به حسنات تبدیل می کند».

 

8. نزول برکات و توانمندی، در اثر توبه و پاک شدن از آلودگی ها، خداوند برکاتش را از قبیل باران و غیره نازل می کند و او را توانمند قرار می دهد. چنان که می فرماید: «تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیکمْ مِدْراراً وَیزِدْکمْ قُوَّةً إِلی قُوَّتِکمْ؛ (291) توبه کنید تا خداوند آسمان را برای شما به باریدن فراوان بگمارد و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید».

 

9. رزق و روزی مادی و معنوی فراوان برای انسان تائب. چنان که می فرماید: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیکمْ مِدْراراً وَیمْدِدْکمْ بِأَمْوال وَبَنِینَ وَیجْعَلْ لَکمْ جَنّات وَیجْعَلْ لَکمْ أَنْهاراً». (292)

 

10. محبوب خدا و خلق خدا شدن؛ زیرا انسانی که خود را از آلودگی ها پاک نماید و درصدد اصلاح خود برآید و تمام همش را کسب رضای خدا قرار دهد، قهراً محبوب خدا خواهد شد. چنان که در آیه شریفه آمده است: «إِنَّ اللّهَ یحِبُّ التَّوّابِینَ؛ (293) خداوند، توبه کاران را دوست دارد».

 

در حدیثی، رسول خدا ضمن برشمردن وظایف مردم، فرمودند:

«وَیحِبّونَ التّائِب؛ (294) مردم باید کسانی را که به راه حق بازگشته و توبه کرده اند، مورد محبت قرار دهند».

 

یعنی شخص گنه کار نباید برای همیشه مورد بُغض و طعن مردم باشد. اگر از گناه خود توبه کرد و درصدد اصلاح مفاسد پیشین برآمد، مردم نیز باید رفتار خود را نسبت به او تغییر دهند و او را در جامعه پذیرا شوند تا گنه کاران دیگر نیز تشویق به توبه شوند.

 

11. پیوند با مؤمنین: منافقین و تبهکاران در اثر عقاید فاسد و اعمال ناشایسته، رابطه دینی شان از موءمنین قطع شده و دیگر به اصطلاح جزء برادران دینی به حساب نمی آیند، ولی وقتی توبه کنند و مفاسد پیشین را اصلاح و خرابی ها را جبران کنند، دو مرتبه به موءمنین می پیوندند. چنان که می فرماید: «فَإِنْ تابُوا وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّکاةَ فَإِخْوانُکمْ فِی الدِّینِ». (295)

 

با توجه به توبه و آثارِ رحمت بار آن دیگر جایی برای نگرانی، اضطراب و افسردگی از احساس گناه نیست؛ زیرا توبه همانند آب زلالی است که هر نوع آلودگی و کثافت را پاک نموده و شستشو می دهد و انسان را به حالت اول خلقت برمی گرداند. «کیومٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ» احساس گناه به خاطر آن است که راه نجات از عواقب اعمال گذشته خود را نمی یابد و نمی داند که چگونه آن را جبران نماید. حق دارد که در اثر احساس گناه، رنج بکشد و آزرده گردد و برای همیشه برای عاقبت دردناک خود نگران باشد، اما اگر شخصی است که پای بند به تعلیمات دینی است و در دین راه نجات را به او نشان داده اند و به او فهمانده اند که چگونه از چنگال عواقب سوء آن رهایی یابد، می تواند احساس آرامش و راحتی کند.

 

بنابراین احساس گناه برای بی دینان باعث رنج، ملال، نگرانی و اضطراب است؛ اما برای متدینان به دین اسلام که توبه یکی از ضروریاتِ آن است، ابداً مایه رنج و نگرانی نخواهد شد؛ چون راه گریز از عواقب سوء گناه در اختیار است و انسان با انتخاب آن راه گریز، خود را از عواقب سوء احساس گناه نجات می دهد.

 

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

 بحث ما دربارۀ حقّ‌النّاس بود[1] و در این باره حقّ‌النّاس را منقسم کردم به دو قسم. یک قسمت مربوط به اموال مردم است. اینکه مال مردم بر ذمّۀ کسی‌ باشد. یکی‌ هم مربوط به حقوق و آبروی مردم است. اینکه حق دیگران بر گردنش باشد. دربارۀ دومی‌ مقداری‌ صحبت کردم و بالاخره فهمیدیم که غیبت،‌ تهمت، شایعه‌پراکنی، اذیت به دیگران، نمّامی و سخن‌چینی‌ و امثال اینها اگر واقع شود، دیگران به این حق پیدا می‌کنند و اگر از حق مالی‌ بدتر نباشد،‌ کمتر نیست، و حتماً باید جبران کند. راجع به جبرانش هم صحبت کردم، و من از همه تقاضا دارم مواظب باشید حق کسی‌ بر گردن شما نباشد. هرچه زودتر این حق را جبران کنید و الاّ در زندگی‌ شما تأثیر می‌گذارد.

راجع به دل شما، شما را قسیّ‌القلب می‌کند و قرآن می‌فرماید: وای‌ به کسی‌ که قسیّ‌القلب است.[2] راجع به زندگی‌ هم آن حقوق دیگران دست و پا پیچ شما می‌شود. یک زندگی‌ ناخوش و توأم با گرفتاری‌ها برای‌ شما پیدا می‌شود: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیکُمْ عَلی‏ أَنْفُسِکُمْ مَتاعَ الْحَیاةِ الدُّنْیا»[3]

 

ظلم شما دست‌وپاپیچ شما می‌شود. لذا در حالی‌ که از نظر امکانات در رفاهید. زندگی‌ بدی‌ خواهید داشت. عالم برزخ شما هم خیلی‌ مشکل است. کسی‌ بمیرد و غیبت‌ها و تهمت‌ها و نمّامی و سخن چینی‌ها و ظلم‌ها کرده باشد و جبران نکرده باشد، در آنجا خیلی‌ گرفتار است. اما از همه بدتر روز قیامت است. روز قیامت کسی‌ که حقّ‌النّاس به ذمّه‌اش است، به این سادگی‌ها رها نمی‌شود. دست کم اینست که اعمال خوب او را می‌گیرند و به کسی‌ می‌دهند که غیبتش شده است یا تهمت به او زده شده یا شایعه‌پراکنی‌ دربارۀ او شده و نمّامی و سخن‌چینی‌ شده یا ظلم به او شده است.

 

از جمله ظلم‌ها، این فساد اخلاقی‌ است که معمولاً زیر سر بی‌حجابی‌ها و بدحجابی‌هاست و بالاخره کارهای‌ زشت مربوط به اخلاق است و اینها ظلم است. کسی‌ که فساد اخلاقی‌ را در اجتماع ایجاد می‌کند، علاوه بر اینکه اجتماع حق به او پیدا می‌کند و باید این ظلم را جبران کند،‌ جوان‌هایی‌ که از این فساد اخلاقی‌ می‌سوزند، این ظلم به جوانان است و موجب سوء عاقبت می‌شود. روز قیامت خدا از این ظلم نمی‌گذرد. سخت است در روز قیامت کسی‌ بتواند از حقّ‌النّاس رهایی‌ پیدا کند. لاأقل اینکه اعمال خوب او را می‌دهند به کسی‌ که ظلم به او شده است. یا غیبت پشت سرش شده یا تهمت و شایعه شده یا ظلم فساد اخلاقی‌ او را سوزانده و باید مواظب این فساد اخلاقی‌ اینگونه باشیم. اگر گناهش از خوردن مال مردم بدتر نباشد، کمتر هم نیست. آدمی‌ که خیلی‌ غیبت کرده، در روز قیامت زبانش به اندازه‌ای‌ بزرگ است که روی‌ زمین کشیده می‌شود. مردم این زبان را پایمال می‌کنند. این کیفریست که خدا به این شخص می‌دهد. حال این زبان چه وقت بریده شود و چه وقت نجات پیدا کند، کار مشکلی‌ است.

 

این راجع به آبرو و حقوق بود و اما حقّ‌النّاس راجع به اموال، به اقسامی منقسم می‌شود؛ اوّلین قسم آن دزدی‌ است. دزدی‌ نه فقط اینکه به در مغازۀ کسی‌ برود و مال آن شخص را بدزدد یا در خانۀ کسی‌ برود و اموال او را بدزدد. این نوع دزدی نزد همه قبیح است و قرآن هم برایش کیفر دارد و اگر در پیش حاکم اسلامی‌ اثبات شود،‌ باید دست این دزد را ببرد: «وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیدِیهُما»[4]

 

دست دزد را باید برید، چه زن باشد و چه مرد باشد. کیفر به این اندازه بالاست که خدای‌ مهربانی‌ که به همین دزد هم مهربان است، اما این کیفر را قرار داده، برای‌ اینکه در اجتماع دزدی‌ نباشد. این دزدی‌ ولو اینکه خیلی‌ هم کم باشد، هم در زندگی‌ تأثیر دارد و هم تأثیر دارد در اینکه عالم برزخش را خیلی‌ با مشکل مواجه می‌کند و هم در روز قیامت تأثیر دارد. حسنات و نماز و روزه‌هایش را می‌دهند به کسی‌ که مالش ضایع شده است و در واقع اعمالش نابود می‌گردد.[5]

 

قرآن کریم می‌فرماید: «وَ قَدِمْنا إِلی‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً»[6]

 

در روایات می‌خوانیم حقی‌ که به گردن مظلوم است، در قیامت قدرت خرید فراوانی به او می‌دهد، درحالی‌ که در دنیا اینقدر ارزش نداشت. احتمالش نیز نه تنها نیروی‌ کنترل کننده است، بلکه آدم برایش دق می‌کند. مخصوصاً اینکه اینگونه حقّ‌النّاس‌های‌ مالی‌ به ذمّۀ بسیاری از افراد هست.

 

امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» در خطبه‌ای می‌فرمایند: قیامت روزی است که خداوند، همۀ انسان‌های گذشته و آینده را برای رسیدگی دقیق به حساب آنها جمع می‌کند: «وَ ذَلِکَ یَوْمٌ یَجْمَعُ اللَّهُ فِیهِ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لِنِقَاشِ‏ الْحِسَابِ»[7]

 

اگر انسان دست به بتۀ خار ببرد و خار در دستش فرو رود، آن تیغ کوچک را کسی نمی‌تواند با دست بیرون بکشد، بلکه باید آن را به‌وسیلۀ منقاش خارج سازند. امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: حساب اموال در روز قیامت، به دقت و حساسیّت بیرون کشیدن تیغ از دست، با منقاش است.

 

چیزی‌ که باید به آن توجه داشته باشیم، اینست که بسیاری از افراد، به‌خصوص کسانی که سر و کار با مسجد و محراب و روحانیّت دارند، معمولاً دزد نیستند؛ اما برخی از آنها یک نوع دزدی‌ بدتر از آن دارند و آن اینست که در کار و شغل خود، کم‌کاری‌ می‌کنند یا در انجام وظایف کوتاهی کرده، کار خود را بد انجام می‌دهند یا در موقع کار، بیکار می‌نشینند. در حقیقت، کم‌کاری، بدکاری و بیکاری، نوعی دزدی است. مثلاً کارمند اداره، می‌تواند فوراً کار ارباب رجوع را انجام دهد، اما با اهمال، آن کار را به تأخیر می‌اندازد یا انجام نمی‌دهد. در این صورت، حقوقی‌ که دریافت می‌کند، مثل مال دزدی‌ است. از دیوار خانۀ مردم بالا نرفته که دزدی کند، اما کم‌کاری یا بیکاری‌ یا بدکاری‌ او، از دزدی‌ بدتر است. دزد کیفری‌ دارد، اما این شخص کیفر مضاعف دارد؛ زیرا در خدمت به خلق خدا کوتاهی کرده و در صورتی که می توانسته حاجات مؤمنین را برآورده سازد، امتناع کرده است.

 

امام صادق«سلام‌الله‌علیه» در روایتی می‌فرمایند: در روز قیامت، کسی‌ که می‌توانسته به‌دست خودش یا توسط دیگران، کار مردم را انجام دهد و کوتاهی کرده را به صف محشر می‌آورند، در حالی که روی او سیاه است، چشم‌هایش کبود شده و غل و زنجیر به گردن او آویزان است. بعد خطاب می‌شود: او خائن به خدا و خائن به رسول خداست.[8] 

 

نظیر این روایت، در بین روایات اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» فراوان یافت می‌شود. از جمله مرحوم کلینی‌ در کتاب شریف کافی‌ چندین روایت در همین موضوع نقل می‌کند.[9]

 

متأسفانه کم‌کاری، بدکاری‌ و بیکاری‌ در اداره‌ها و در سایر جاها وجود دارد و افرادی که می‌توانند حاجات مؤمنین را برآورند، معمولاً کوتاهی می‌کنند. این نقص بزرگی‌ برای جمهوری‌ اسلامی‌ است و این نقص باید نباشد. خود اداری‌ها و خود افراد باید این نقص را نداشته باشند و به زور نمی‌شود آنان را وادار به رعایت حلال و حرام کرد. گرچه باید توبیخ و سرزنش شوند، اما آنچه مهم است، خودشان باید این‌گونه روایات را هضم کنند یا لااقل احتمال دهند که چنین باشد. این احتمال، مسلّم یک نیروی‌ کنترل‌کننده و یک نیروی‌ محرّک است، برای‌ اینکه به کار مردم برسند. اصلاً معنا ندارد در جمهوری‌ اسلامی‌ بگویند برو فردا بیا، درحالی‌ که پرونده‌های‌ چند ساله در این اداره‌ها موجود است و باید همۀ ما راجع به این پرونده‌ها حساس باشیم. اما متأسفانه اداری‌ها و دولت و ملت حسّاسیت روی‌ این مسائل ندارند، در حالی‌ که این روایت‌ها شوخی‌ نیست و نمی‌شود کسی‌ کار مردم را رها کند و به دنبال امر مستحبّی‌ برود. حتی‌ مثلاً نماز اول وقت اجازه می‌خواهد. حکومت اسلامی‌ نماز اول وقت را اجازه داده، اما بلافاصله باید سر کارش حاضر باشد. متأسفانه مشکل این است که اگر رئیس اداره بگوید به نماز بروید، آنگاه برخی کرمندها می‌روند و برنمی‌گردند. اینها ظلم به جمهوری‌ اسلامی‌ است و گناهش بزرگ است و بالاخره از اقسام دزدی‌ است. دزدی‌ فقط این نیست که از خانۀ مردم بالا برود، بلکه یک نوع دزدی‌ اینست که در بیت‌المال مسلمان‌ها حیف و میل کند.

 

امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» روی‌ این مطلب خیلی‌ حساس بودند. اگر می‌شنیدند یکی‌ از استاندارها، خیانتی،‌ ولو کم کرده است، آنکه مظهر رحمت خداست ‌در اینجا خیلی‌ شدت به خرج می‌دادند و نامه‌ها می‌نوشتند. در یکی از نامه‌ها به استاندارها نوشته‌اند:

 

«أَدِقُّوا أَقْلَامَکُمْ وَ قَارِبُوا بَیْنَ‏ سُطُورِکُمْ‏ وَ احْذِفُوا عَنِّی فُضُولَکُمْ وَ اقْصِدُوا قَصْدَ الْمَعَانِی وَ إِیَّاکُمْ وَ الْإِکْثَارَ فَإِنَّ أَمْوَالَ الْمُسْلِمِینَ لَا تَحْتَمِلُ الْإِضْرَارَ»[10]

 

 ‌استاندار من وقتی‌ به من نامه می‌نویسی‌، قلمت را ریز کن و بین سطرها فاصله نینداز و جان کلام را بنویس و برایم قلم‌فرسایی‌ نکن؛ برای‌ اینکه بیت‌المال مسلمان‌ها تحمل این‌گونه چیزها را ندارد. یعنی‌ اگر قلم فرسایی‌ کنی، مقداری‌ کاغذ بیشتر مصرف می‌شود و امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: اموال مسلمین تحمل این‌گونه چیزها را ندارد. 

 

همه باید راجع به بیت‌المال مسلمان‌ها فوق‌العاده حسّاس باشند. به غیر مسئولان، زیردستان آنها هم باید راجع به اموال مسلمان‌ها حسّاس باشند. در صدر اسلام، استانداری‌ را از مرکز به حمص فرستادند و مدت‌ها در آنجا حاکم بود. زمانی مردم از او به مرکز حکومت شکایت کردند و از مرکز او را خواستند. پیاده از حمص با کوله‌باری‌ به مدینه آمد. در مسجد رسول‌الله آمد و به او گفتند سه شکایت از تو شده است. شکایتی‌ روی‌ بیکاری‌ و کم‌کاری‌ و بدکاری‌ نبوده است، امّا سه شکایت، یکی‌ اینکه تو شب‌ها پیدا نیستی‌ و دوم اینکه در هفته یک روز غایبی و صبح‌ها نیز دیر از منزل بیرون می‌آیی. گفت هر سه درست است؛ شب‌ها پیدا نیستم، برای‌ اینکه من وقتم را بین مردم و خدا تقسیم کرده‌ام. شب‌ها مربوط به خدا و راز و نیاز با خداست و روزها مربوط به مردم است. صبح‌ها دیر می‌آیم، برای‌ اینکه کارهای خانه را با همسرم قسمت کرده‌ایم و پختن نان وظیفۀ من است و تا خمیر آماده شود، مقداری‌ طول می‌کشد، اما جبران آن را می‌کنم و نشده که کسی‌ با من کار داشته باشد و من برای‌ فردا بگذارم. در هفته یک روز از خانه بیرون نمی‌آیم، زیرا پیراهن اضافی ندارم و خانم من پیراهنم را می‌شوید و هوای‌ حمص سرد است و لذا پیراهن نمی‌خشکد و قبل از ظهر جمعه نمی‌توانم بیرون بیایم، اما برای‌ نماز جمعه خودم را می‌رسانم.

 

این ساده‌زیستی در سیرۀ امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» بوده است. ایشان را دیدند که هنگام ادای خطبۀ نماز جمعه، پیراهن خود را باد می‌زنند. بعد معلوم شد که پیراهن را شسته‌اند و نمناک بوده و چون جامۀ دیگری نداشته‌اند و وقت نماز جمعه دیر می‌شده، با همان لباس برای نماز آمده‌اند و پیراهن را باد می‌زنند تا بخشکد.[11]

 

بالأخره به استاندار گفتند: ایرادها وارد نیست، ‌بنابراین بر سر حکومتت برگرد. هزار درهم نیز به او دادند برای‌ خرج راهش. دوباره کوله بار را با این پول‌ها برداشت و پیاده به حمص آمد. قبل از اینکه به خانه برود، توسط جارچی‌ اعلام کرد که پول غیر بیت‌المال دارم و هرکه بخواهد می‌دهم. فقرا و بیچاره‌ها می‌آمدند و مشت مشت به آنها پول می‌داد. مقداری‌ از این پول‌ها باقی‌ ماند. به خانه آمد و گزارش داد. خانمش گفت کلفت نداریم و زندگی‌ برایمان مشکل است و پختن نان به عهدۀ شماست. بنابراین با این پول می‌توانیم کسی را بیاوریم تا کمک ما باشد. استاندار گفت: کار خوبیست، اما کار خوب‌تر در جلوست. طولی‌ نکشید که فقیر و بینوایی‌ پیدا شد و آنچه باقی‌ مانده بود، به او داد و بر سر کار آمد، بدون اینکه ذرّه‌ای‌ گله کند و بدون اینکه اصلا به رو بیاورد که شما چه مصیبتی‌ روی‌ گردن ما گذاشته‌اید! یعنی‌ یک استاندار نان می‌پزد و یک استاندار در وقتی‌ که هزار درهم به او می‌دهند می‌گوید پول غیر بیت‌المال می‌دهم و برای‌ خودش چیزی‌ باقی‌ نمی‌گذارد و به خانمش می‌گوید این رسیدگی‌ به فقرا بهتر نبود و خانمش هم می‌گوید بله.

 

ما باید شبانه روز به اندازۀ وسعمان به دیگران رسیدگی‌ کنیم. قرآن کریم می‌فرماید: «لِینْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیهِ رِزْقُهُ فَلْینْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ»[12]

 

هرکس به اندازۀ وسعش کمک کند، مسلمان است. اما اگر به جای‌ کمک‌کردن، در اداره‌های‌ ما کم‌کاری‌ حاکم باشد، نمی‌توان نام مسلمان بر آن اشخاص گذاشت. من خیلی‌ رنج می‌برم، بعضی‌ اوقات می‌بینیم پرونده چهار پنج سال مانده و بعضی‌ اوقات می‌بینم این بیچاره گرفتار است و بعضی‌ اوقات می‌بینم کار یک ساعته چند ماه طول می‌کشد و این کم‌کاری‌ و بیکاری‌ و بدکاری‌ است. اما چیزی‌ که اگر همۀ ما برای آن دق کنیم و بمیریم جا دارد، ‌اینست که گاهی کارها با رشوه‌خواری‌ یا پارتی‌بازی‌ انجام می‌شود. لذا اگر پارتی‌ و رشوه باشد، کار زود انجام می‌شود و الاّ‌ باید بماند و بعضی‌ اوقات قاعدۀ مرور زمان آن را نابود می‌کند.

 

گاهی‌ دزدی‌ می‌کند و حقش را بیشتر می‌گیرد و گاهی‌ قوم و خویش خودش را در یک جا جمع می‌کند و گاهی‌ هم کم‌کاری‌ و بیکاری‌ و بدکاری‌ دارد. همۀ اینها دزدی‌ است. همۀ اینها در همین دنیا روی‌ زندگی‌ تأثیر می‌گذارد. انسان را قسی‌ّالقلب می‌کند و باعث می‌شود از عبادت لذت نبرد و نماز و روزه برایش سنگین شود. این قساوت دل در اثر همین دزدی‌هاست.

 

چرا ما باید فساد اخلاقی‌ داشته باشیم؟!‌ چرا برخی دخترها با وجود پدر و مادر نماز خوان و روزه بگیر، گناهکار شده‌اند؟ چرا اینقدر بی‌حیا شده‌اند؟! چرا بعضی پسرها اینقدر بدکردار شده‌اند؟! وقتی‌ در اداره‌های‌ ما کم‌کاری‌ و بیکاری‌ و بدکاری‌ باشد و وقتی‌ در اداره‌های‌ ما پارتی‌بازی‌ و رشوه خواری‌ باشد و وقتی‌ در اداره‌های‌ ما حیف و میل باشد، معلوم است این‌گونه دخترها و پسرها تحویل جامعه می‌دهند.

 

هرچه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست، این فساد اخلاقی‌ زیر سر خودمان است. خودمان باید اصلاح شویم. خودمان باید غذای‌ حلال در خانه ببریم و مواظب کارمان باشیم.

---------------------------

پی نوشت ها:

[1]. این بیانات در تاریخ 1389.5.31 در مسجد حکیم اصفهان ایراد شده است.

[2]. الزمر، 22:«فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّه»

[3]. یونس، 23:‌ «ای مردم، سرکشی شما فقط به زیان خود شماست. [شما] بهره زندگی دنیا را [می‏طلبید].»

[4]. المائده، 38: «و مرد و زن دزد را به [سزای ]آنچه کرده‏اند، دستشان را به عنوان کیفری از جانب خدا ببُرید.»

[5] . الکافی، ج‏ 8، ص 106

[6]. الفرقان، 23: «و به هر گونه کاری که کرده‏اند می‏پردازیم و آن را [چون‏] گَردی پراکنده می‏سازیم.»

[7]. نهج البلاغة، خطبۀ 102

[8]. الکافی، ج‏2، ص367

[9]. همان، صص 367-368 و صص 196-192

[10] . الخصال، ج 1، ص 310

[11] . الغارات، ج‏1 ، ص62

[12]. الطلاق، 7: «بر توانگر است که از دارایی خود هزینه کند، و هر که روزی او تنگ باشد باید از آنچه خدا به او داده خرج کند.»

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 21 تير 1398 | | نویسنده : گمنام
حضور رهبر انقلاب در مرقد مطهر حضرت احمد بن موسی الکاظم (علیهماالسلام). ٨٧/٢/١٣
 

 

رهبر انقلاب در حرم شاهچراغ(ع)

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

عقیق:آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی خطیب این هفته نمازجمعه تهران(14تیر) در خطبه‌های نماز جمعه با بیان اینکه، از خطر فتنه باید برحذر باشیم، گفت: «فتنه» بصورت امتحان به سراغ آدمی می‌‌آید. امتحان گاهی در فکر، گاهی در عمل و گاهی در ثبات قدم پیش می‌‌آید. در این انقلاب خیلی‌ها امتحان شدند و نمره صفر گرفتند که انسان‌های خوبی بودند اما از قطارانقلاب پیاده شدند.

وی افزود: رمز وفاداری مردم ما به اسلام و انقلاب این است که متمسک به ولایت هستند. قبل انقلاب از امام الهام گرفتند، بعد از انقلاب تبعیت از امام و رهبری کردند و این تبعیت از رهبری است که ملت ما را وفادار کرده است. 

خطیب نمازجمعه تهران، با تبریک ایام روز دختر اظهار داشت: توجه به دختران و فرزندان و توجه به نسلی که باید ادامه‌دهنده راه قران و اسلام و انقلاب باشد نیاز به تربیت و تعلیم دارد و نیاز به آگاهی دادن دارد و از مسئولیت‌مان نسبت به فرزندان نباید غفلت کنیم.

آیت‌الله موحدی کرمانی در ادامه خطبه‌ها، با یادآوری سالگرد حمله جنایتکارانه آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران، خطاب به رئیُ جمهور آمریکا گفت: آقای ترامپ، اقتدار آمریکا را با اقتدار ایران مقایسه کنید. در اقتدار ایران، هوش، اخلاق و انسانیت مشاهده کردی اما در اقتدار آمریکا وحشی‌گری و درندگی را دیدید. ایران پهپاد فوق‌پیشرفته رادار گریز را در ارتفاع 65 هزارپایی می‌زند در حالی که سرنوشین ندارد اما آمریکا هواپیمای مسافربری را در ارتفاع 12 هزارپایی عمداً می‌زند در حالی‌که 228 مسافر دارد.

وی افزود: در جایی دیگر آمریکا با بمباران دو شهر بزرگ ژاپن، تعداد 220 هزار کودک و زن و سالخورده را در کوره بمب اتم می‌‌سوزاند، آن‌وقت می‌گوید برای کشته نشدن 150 ایرانی حمله را لغو کرده؛ آقای ترامپ، شما ناگهان جنازه سربازان آمریکایی را در برابر چشمانت دیدی و از حمله صرف نظر کردی. با خودت گفتی وقتی پهپاد رادارگریز را می‌زنند، با ناوی که بر روی آب در مقابل چشانشان قرا دارد چه می‌کنند. 

خطیب نماط جمعه تهران تصریح کرد: ایران برای تامین انرژی به غنی‌سازی ادمه می‌دهد و  این غنی‌سازی برای ساخت بمب اتم نیست، زیرا ایران نه بمب اتم را مشروع می‌داند و نه احتیاجی دارد و اگر بخواهد به کشوری مثل اسرائیل حمله کند، کافی است نیروگاه اتمی اسرائیل را بزند. در این صورت اسرائیل توسط خودش با بمب‌های هسته‌ای که دارد چندبار شخم زده خواهد شد.

آیت‌الله موحدی ادامه داد: ما از 16 تیر اورانیوم را در هر اندازه و درجه‌ای که لازم باشد غنی‌سازی خواهیم کرد و دشمنان ما اگر مایلند رنگ آب‌های خلیج فارس از نیلی به سرخ تغییر کند، به فکر حمله باشند. 

وی با بیان اینکه مسئولان با مردم رابطه پیدا کنند، مردم را ملاقات کنند و جواب نامه‌هایشان را بدهند، اظهار داشت: نباید مسئولان در جایی زندگی کنند و مردم دسترسی به آنها نداشته باشند. اگر خودتان هم نمی‌توانید، یک نفر را تعیین کنید بین مردم بیاید و حرف مردم را بشنود نه اینکه بین خودتان و مردم حجاب قرار دهید. از رئیس محترم قوه قضائیه تشکر می‌کنم که هم بین مردم می‌آید و هم با قاضیان ناسالم برخورد می‌کند و از برنامه‌های ایشان سپاسگزارم.

خطیب نماز جمعه تهران افزود: مسئولان شاهد این گرانی‌های سرسام آور باشند و ببینند طبقه مستضعف در چه شرایطی است. دولت که دولت «تدبیر و امید» است و کلید هم که دارد! مشکلات قفل‌شده را با کلیدتان باز کنید و اگر با کلید باز نمی‌شود لااقل با چکش قفل را باز کنید. اگر تدبیرتان هم صحیح نیست، با انسان‌های با تجربه مشورت کنید و دولت با مجلس گامی به‌سوی حل معضل بردارد چراکه مستضعفان کارد به استخوانشان رسیده است.

آیت‌الله موحدی درباره افزایش اجازه بها در تهران گفت: مردم نه می‌توانند خانه بخرند و نه رهن و اجاره کنند. وضع اجاره‌بها را حل کنید چراکه مشکل سختی برای جامعه است. آمار طلاق افزایش یافته و خانواده‌ها در حال متلاشی شدن هستند و همه مسئولان و دولت و حتی قوه قضائیه باید دست به دست هم دهند و مشکل را حل کننند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

جلسه هیأت وزیران سعودی امروز (سه‌شنبه) به ریاست ملک سلمان در کاخ «السلام» در جده برگزار شد و پس از پایان جلسه «ترکی بن عبدالله الشبانه» بیانیه‌ای در خصوص موضوعات طرح شده صادر کرد.

به نوشته خبرگزاری رسمی عربستان (واس) در بخشی از این بیانیه آمده است که حجاج باید فضا را برای ادای مناسک حج مهیا کرده و مراعات برادران دینی خود را در اماکن مقدس بکنند و از هر چیزی که «روحانیت و آرامش حج» را مکدر کرده پرهیز کنند و هیچ شعار سیاسی یا مذهبی سر ندهند.

در ادامه این بیانیه آمده است: «به هیچ وجه انجام این قبیل کارها در هیچ شرایطی پذیرفته نیست و اقدامات لازم در حق هر شخصی که مرتکب آن شود انجام خواهد شد.»

مراسم «برائت از مشرکین» طبق عقاید فرقه وهابیت و فتوای «عبدالعزیز بن باز» بدعت محسوب شده و حرام است. دولت سعودی نیز در طول سالیان گذشته تلاش بسیاری برای ممانعت از برگزاری این مراسم و سر دادن شعار علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی کرده است.

دولت سعودی سابقه سرکوب خونبار حجاجی که در مراسم «برائت از مشکرین» شرکت کرده‌ بودند را در کارنامه خود دارد. ۱۱ مرداد، ششم ذیحجه سال ۱۳۶۶ صدها زائر ایرانی به همراه برخی از زائران دیگر کشورها راهپیمایی را در مکه انجام داده و شعارهایی علیه آمریکا و اسرائیل سر دادند، این راهپیمایی با حمله  نیروهای سعودی همراه شد و در آن ۴۰۲ نفر از جمله ۲۷۵ ایرانی به شهادت رسیدند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 21 تير 1398 | | نویسنده : گمنام

استاد محسن قرائتی در تفسیر نور به ارائه «نکات ناب» و «پیام های زیبای آیات قرآن کریم» پرداخته که حوزه نیوز در این نوشتار، آیه 124، 125، 126 و 127 سوره مبارکه آل عمران را در قالب مجموعه «قطره ای از دریا» ارائه می نماید.

 

- آيه 124

إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنينَ أَ لَنْ يَکْفِيَکُمْ أَنْ يُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُنْزَلينَ‏

ترجمه             

و (بیاد آور) هنگامى كه به مؤمنان مى‏ گفتى: آیا شما را كفایت نمى ‏كند كه پروردگارتان شما را به سه هزار فرشته‏ فرود آمده یارى كند؟

- پيام ها                     

1- یكى از وظایف رهبرى، امیدوار كردن مردم و توجّه دادن آنها به امدادهاى غیبى است. «اذ تقول للمؤمنین»

2- امیدوارى به لطف خداوند براى یك رزمنده ضرورى است. «ألَن یَكفیكم»

3- ملائكه به فرمان خداوند در خدمت مؤمنان قرار مى ‏گیرند. «یُمِدّكم ربّكم بثلاثة آلاف من الملائكة»

4- در جهان بینى الهى، زندگى انسان ‏ها با جهان فرشتگان مرتبط است. «یمدّكم...»

5 - امدادهاى الهى، براساس ربوبیّت اوست. «یُمِدّكم ربّكم»

6- یكى از اسباب امدادهاى الهى در جبهه‏ ها، نزول فرشتگان است. «یُمِدّكم ربّكم بثلاثة آلاف من الملائكة»

 

- آيه 125    

بَلي‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمينَ‏

- ترجمه                     

البتّه اگر صبر و مقاومت كنید و پرهیزگارى نمایید (گرچه) دشمنان با خشم و خروش بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته مخصوص مدد مى ‏رساند.

- نکته ها                    

در آیه‏ قبل، سخن از نزول سه هزار فرشته‏ امدادرسان بود و در این آیه، سخن از پنج هزار فرشته‏ مخصوص، و این در صورتِ صبر و تقواى رزمندگان است.

ذكر تعداد فرشتگان، نشان مى‏ دهد كه قدرت آنان محدود است. همان گونه كه از كلمه‏ «مُنزَلین» فهمیده مى ‏شود كه فرشتگان تحت امر خدا هستند و از پیش خود كارى انجام نمى ‏دهند. و از كلمه «مُسَوّمِین» استفاده مى ‏شود كه فرشتگان امدادى، نیروهاى ویژه ‏اى هستند.

در صحیفه‏ى سجّادیه، امام زین‏العابدین‏علیه السلام در سلام خود به فرشتگان، براى هر دسته از فرشتگان، مأموریّت خاصّى را بیان مى‏كند. (1)

- پيام ها                     

1- استقامت و تقوا، عامل نزول فرشتگان و امدادهاى غیبى است. «ان تصبروا و تتّقوا... یمددكم ربّكم»

2- امدادهاى الهى، اختصاص به زمان پیامبر ندارد. «ان ‏تصبروا و تتّقوا... یمددكم ‏ربّكم»

3- مقاومت همراه با تقوا ارزش دارد وگرنه لجاجت و یكدندگى است. «ان ‏تصبروا و تتّقوا»

4- از دشمن غافل نشویم كه هجوم او خشمگینانه و خروشان است. «یاتوكم من فورهم»

5 - هرگاه هجوم دشمن بر اهل تقوا شدید باشد، خداوند نیز برامدادهاى خود مى ‏افزاید. «یاتوكم من فورهم... بخمسة آلاف»

 

- آيه 126

وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْري‏ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزيزِ الْحَکيمِ‏

- ترجمه                     

و خداوند این (نزول فرشتگان) را جز مژده و بشارتى براى شما قرار نداد، تا دلهاى شما بدان آرام گیرد و (بدانید كه) هیچ پیروزیى نیست مگر از جانب خداوند عزیز و حكیم.

- پيام ها                     

1- آرامش و امید، نیاز رزمندگان در جبهه ‏هاست. «بُشرى لكم و لتطمئنّ»

2- تمام مقدّمات مادّى، علمى، روانى و انسانى، بدون اراده‏ خداوند كارى از پیش نمى ‏برند. «و ما النّصر الاّ من عنداللّه»

3- قدرت خداوند همراه با حكمت اوست؛ لذا ممكن است در مواردى به دلایل خاصّى مسلمانان نیز شكست بخورند. «اللّه العزیز الحكیم»

 

- آيه 127

لِيَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذينَ کَفَرُوا أَوْ يَکْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خائِبينَ‏

- ترجمه                     

(امدادهاى الهى براى آن بود) تا بعضى از كفّار را ریشه كن كند یا ناكام و ذلیلشان گرداند كه ناامید برگردند.

- نکته ها                    

كلمه‏ «طَرف» به معناى انتهاى یك چیز است، نه گوشه‏ى آن. بنابراین آیه مى ‏فرماید: امدادهاى غیبى ما براى آن است كه ریشه‏ بعضى از كفّار قطع شود. البتّه بعضى مفسّران، «طَرف» را به معناى اَشراف گرفته ‏اند. یعنى هدف جنگ بدر، نابودى اَشراف كفّار بود. نظیر آیه‏ «فقاتلوا ائمّة الكفر»[2]

ناامیدى بر دو گونه است؛ اگر كسى از اوّل ناامید باشد مى‏گویند: «یأس» دارد، ولى اگر بعد از امیدوارى، ناامید شود مى‏گویند: «خائب» است.[3]

جنگ در اسلام، گاه دفاعى است و براى خنثى كردن تهاجم دشمن و گاه ابتدایى و آغازگرانه است.

- پيام ها                     

1- سران كفر، یا باید به كلّى ریشه ‏كن شوند و یا خوار و ذلیل و مأیوس گردند. با برخوردهاى ضعیف و موسمى و موضعى كه به ریشه‏ كفر لطمه نمى ‏زند، دل خوش نباشید. «لیقطع طرفاً من الّذین كفروا»

2- وحدت و قدرت و سیاست و مدیریّت مسلمانان، باید به نوعى باشد كه دشمن به ناامیدى كشیده شود. «فینقلبوا خائبین»

 

پی نوشت ها:

1. صحیفه سجّادیه، دعاى سوّم

2) توبه، 12

3) تفسیر اطیب البیان و التحقیق فى كلمات القرآن

منبع:حوزه

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 21 تير 1398 | | نویسنده : گمنام

عقیق:در گذشته‌ای نه چندان دور، نه فقط مردم متدین و مذهبی که اغلب ایرانیان، ساعات نخستین تولد یک نوزاد را در هیجان انتخاب فردی بودند که مهم‌ترین شعار اسلام، یعنی اذان و اقرار به یگانگی خدا، نبوت رسول اکرم (ص) و ولایت مولا امیرالمومنین علی (ع) را در گوش نوزادشان قرائت کند. پدربزرگ‌ها، امام جماعت مسجد محل، بزرگان دینی، روضه‌خوان‌های خانگی و سادات، کسانی بودند که توحید، نبوت و امامت را در بدو ورود به دنیای فانی و خاکی به آن نوزاد یادآوری می‌کردند.

سنت گفتن اذان و اقامه به گوش نوزادان از سنن نبوی است که امام چهارم، حضرت سجاد  (ع) را می‌توان یکی از راویان این سنت دانست؛ آن‌جا که در جلد ۴۳ «بحارالانوار» می‌فرمایند: چون پدرم به دنیا آمد پیامبر (ص) در گوشش اذان را تلاوت فرمود.» در جلد ۱۰۴ همین کتاب به نقل از آن حضرت نوشته شده: «زمانی که امام حسن (ع) متولد شد، پیامبر (ص) در گوش او اذان و اقامه را قرائت فرمود.»

علامه حر عاملی هم روایتی به نقل از مادر امام رضا (ع) با این مضمون دارد که «وقتی امام رضا (ع) به دنیا آمد، امام کاظم (ع) در گوش راست او اذان گفت و در گوش چپش اقامه». پیامبر (ص) می‌فرمود: «در گوش راست نوزاد اذان بگویید و در گوش چپش اقامه. زیرا این کار کودک را از شر شیطان حفظ می‌کند. سپس در گوش او آیةالکرسی، سوره‌های فاتحةالکتاب، اخلاص، ناس، فلق و آیات آخر سوره حشر را بخوانید».

این کار، یکی از مستحبات ترک شده یا رنگ‌باخته سبک زندگی اسلامی است که لابه‌لای مشغله‌ها و گرفتاری‌های روزمره یا به فراموشی سپرده شده یا در کم‌تر خانواده‌ای رواج دارد. در حالی که فرد اذان‌گو آن قدر برای خانواده‌ها اهمیت داشت که هر کس می‌دانست اولین بار چه کسی اذان را به گوش او گفته است. به عبارتی خانواده‌ها به فرزند خود در این باره خبر می‌دادند که فلانی اذان و اقامه تو را گفته است. به این وسیله، یک ارتباط قلبی و عاطفی بین آن نوزاد ـ که حالا به سن کودکی، نوجوانی یا جوانی رسیده بود ـ با مؤذن روزهای نوزادی‌اش به وجود می‌آمد.

امام خمینی (ره) در صفحه ۲۰۳ توضیح‌المسائل خود آورده است: در روز اولى که نوزاد به دنیا مى‌آید یا قبل از آن که بند ناف او بیفتد، در گوش راست او، اذان و در گوش چپ او، اقامه گفته شود. برخی روایات نیز نشانگر آن است که این کار باید در اولین فرصت ممکن انجام شود. چنان‌که امام علی (ع) در این باره از رسول خدا (ص) نقل می‌فرماید: «عَنْ عَلِیٍّ (ع) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: مَنْ وُلِدَ لَهُ مَوْلُودٌ فَلْیُؤَذِّنْ فِی أُذُنِهِ‏ الْیُمْنَى وَ لْیُقِمْ فِی الْیُسْرَى فَإِنَّ ذَلِکَ عِصْمَةٌ لَهُ مِنَ الشَّیْطَان‏» کسی که صاحب فرزند شد، در گوش راست نوزاد اذان بگوید و در گوش چپش اقامه؛ چرا که این‌کار باعث مصونیت او از شیطان خواهد شد.

 

موضوع اذان و اقامه گفتن به گوش نوزاد در سطح عالمان دینی، فراتر و عمیق‌تر بوده و آیت‌الله میرزاجواد آقای ملکی تبریزی گفته است: پدرم عین چهل روزی که در گوش من اذان و اقامه می‌گفت، تلقین هم می‌خواند، «اسمع افهم یا فلان ابن فلان إنّ الموت حق ...». خیلی عجیب است این تلقین را برای بچّه یک روزه می‌خواندند و تا چهل روز ادامه می‌دادند!

سنت‌های دیگری هم در لحظات تولد فرزندان در خانواده‌های ایرانی جاری بود و آن، نوشتن نام نوزاد نورسیده در صفحه نخست کلام‌الله مجید بود. به این شکل که برای ثبت آن لحظه شکوهمند، نام فرزند و روز و ساعت قدم گذاشتنش به دنیا در قرآن کریم درج می‌شد.

 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 21 تير 1398 | | نویسنده : گمنام

امام حسن عسکرى علیه السلام:

خَیرُ إخوانِکَ مَن نَسِیَ ذَنبَکَ، وذَکَرَ إحسانَکَ إلَیهِ.

بهترینِ برادرانت، کسى است که خطایت را فراموش کند و از نیکوکارى‌ات در حقّ خود یاد کند.

 

پی نوشت:

[ أعلام الدین: ۳۱۳، بحار الأنوار: ۷۸ / ۳۷۹ / ۴.]

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 21 تير 1398 | | نویسنده : گمنام

عقیق:خداوند وقتی قصد معرفی خوبان درگاه خود در قرآن را دارد، آن‌ها را با صفاتی همچون صالحیت و شاکر بودن معرفی می‌کند. به عنوان نمونه در سوره اسراء آیه3 حضرت نوح را عبد شکور معرفی می‌کند آنجا که فرمود:«إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُوراً؛ مسلماً او بنده‌‏اى بسیار سپاس گزار بود» و یا در آیه‌ای دیگر  ابراهیم(ع)‌ را شاکر نعمات خود معرفی کرده و می‌فرماید او «شاکِراً لِأَنْعُمِه‏» بود. و به فراخور آن در ادامه آیه می‌فرماید: «اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیم‏؛‌ خداوند او را برگزید و مجتبی قرار داد و او را به صراط مستقیم هدایت کرد« (121 نحل) اهمیت این صفت به قدری والاست که حتی خداوند ویژگی شکر را در آیات متعدد به صورت مبالغه به خود نسبت می‌دهد به این معنا که خداوند خود در اوج شاکرین است؛ عبارات «إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُور»،  «إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکُور» و  «إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ» از جمله این آیات است. از این جهت مقوله "شکر" صفتی از صفات خداوند متعال و از اخلاق انبیاست.

در واقع ویژگی "شکر"  حالتی برخاسته از فطرت انسان است، به این ترتیب که وقتی انسان متوجه می‌شود نعمتی از طرف کسی به او رسیده، حالت تواضع و علاقه نسبت به مُنعم در او پیدا می‌شود که در قلب و زبان و عملش تأثیر می‌گذارد. در قلب به نعمت‌دهنده علاقه‌مند می‌شود و با زبان تشکر کرده و در عمل سعی می‌کند نعمت را در راهی که موجب خشنودی ولی‌نعمت است صرف کند. به مجموع این گونه رفتارها، شکر گفته می‌شود. از این جهت شکر در سه حیطه و سه درجه قرار دارد که شامل شکر قلبی، شکر زبانی و شکر عملی است. افزایش نعمت،‌ مصونیت از عذاب و ایجاد آرامش از ثمرات قرآنی شکر است.

اهمیت شکر به حدی است که خداوند وقتی ماجرای حضرت لقمان را در قرآن می‌آورد، در اولین توصیه‌های خود به لقمان ایشان را دعوت به شکر و سپاس کرده و می‌فرماید: « وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمید؛به راستى ما به لقمان حکمت عطا کردیم که نسبت به خدا سپاس‏گزار باش و هرکه سپاس گزارد تنها به سود خود سپاس مى‏‌گزارد و هرکه ناسپاسى کند [ به خدا زیان نمى‏‌زند ، زیرا ] خدا بى‌‏نیاز و ستوده است.»

در این آیه پس از آنکه می‌فرماید به لقمان حکمت دادیم، از او رفتاری به نام شکر را طلب می‌کند. یا می‌توان گفت نعمت ویژه، شکر ویژه مى‌‏طلبد همچنان که خداوند در برابر اعطاى نعمت ویژه کوثر به پیامبر اسلام(ص)، از او شکر عملی و ویژه مى‏‌خواهد و می‌فرماید: «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ؛ برای پروردگارت نماز گذار و قربانی بده». این مسئله نشان می‌دهد اگر حکمت، یک ابزار الهی برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های خداوند است،‌ بنابراین شکر هم باید ابزاری باشد که در قبال نعمت حکمت صورت می‌گیرد همچنان که نماز ابزاری است که در قبال نعمت کوثر انجام می‌شود.

«مَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ؛ هرکه سپاس گزارد تنها به سود خود سپاس مى‏‌گزارد» به این معناست که ادای شکر اثر وضعی مثبتی برای فرد به همراه دارد. قابل توجه است که "شکر" با صیغه مضارع در عبارت یَشْکُرُ نشانه تداوم و استمرار است  و "کفر" با صیغه ماضى حتى بر یک مرتبه نیز صادق است، اشاره به اینکه کفران حتى براى یک بار ممکن است عواقب دردناکى بار آورد، اما شکرگزارى لازم است مستمر و مداوم باشد، تا انسان مسیر تکاملى خود را طى کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 21 تير 1398 | | نویسنده : گمنام

عقیق: تکیه اصلی شیعه، از نظر فکری و عقیدتی بر امام صادق (ع) بوده و بخش بزرگی از احادیث و علوم اهل بیت توسط این امام گسترش یافت. امام جعفر صادق (ع) حد فاصل فرقه‌هایی قرار گرفته بود که در شیعه به وجود آمد و وظیفه مهم حفظ و صیانت شیعه از انحرافات را در رأس برنامه خود قرار داد و آن را از تأثیرپذیری در برابر انحرافات موجود عصر خود که خلوص فکری و عقیدتی و استقلال مکتبی آن را به طور مداوم مورد تهدید قرار می‌داد، بازداشت. این امام همام در روز 25 شوال سال 148 هجری در شهر مدینه منوره در سن 65 سالگی توسط منصور دوانیقی به شهادت رسیدند. به مناسبت سالروز شهادت رئیس مکتب شیعه با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسین خادمیان خطیب و کارشناس دینی گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌آید:

چگونه گرفتار دام طمع ریاست نشویم؟/ نظر پیامبر (ص) درباره امام صادق (ع)

در ابتدای بحث اشاره‌ای به جایگاه و منزلت امام صادق (ع) می‌کنید؟

درباره مرتبت حضرت صادق (ع)، خاتم الانبیاء (ص) فرمود:  «الرّادُ عَلیه کَالرّادِ عَلَیّ»؛ هر کس او را انکار کند، مانند کسی است که مرا انکار کرده است. باید توجه داشت که محروم از فیض معرفت امامت آن حضرت (ع)؛ نه فقط  محروم از ایمان؛  بلکه تبدیل به شیطان و ابلیس می‌شود. عیص بن قاسم می‌گوید با دایی خود سلیمان بن خالد محضر امام صادق (ع) رسیدم ؛ حضرت پرسیدند: «من هذا الفتی؟» این جوان کیست؟ دایی من پاسخ داد: پسر خواهر من است. حضرت (ع) فرمود: آیا به امر ما معرفت دارد؟(یعنی امامت حضرت). دایی من گفت: بله! امام (ع) فرمود: «الحمد الله الذی لم یَجعَله شَیطانا ...»؛ الحمدلله شیطان نیست.

امام صادق (ع) در تعبد و بندگی چنان استوار بود که حتی مخالفان آن امام (ع) مانند سبط ابن جوزی در وصف ایشان نوشته است: «قد اشتغل بالعبادة عن طلب الرئاسة»؛‌ شدت اشتغال به عبادت او را از طمع در ریاست محفوظ کرد. بنابراین همگان باید بدانند هر چیز که مانع عبادت شود؛ زباله و تفاله زندگی است.آن هنگام که ریاست در محور تعبد ربانی باشد، شرافت است. 

منصور دوانیقی؛ از راوی غدیر تا قاتل امام زمانش/ عالم بی‌معرفت برده شیطان می‌‌‌شود

در منابع تاریخی آمده است که قاتل امام صادق (ع) یکی از روات حدیث غدیر بوده است. چرا چنین شخصی قاتل یکی از فرزندان پیامبر (ص) می‌شود؟ 

طاغوت اصلی زمان آن حضرت (ع)؛ ملعونی به نام عبدالله بن محمد بن عبدالله بن عباس؛ مشهور به منصور دوانیقی ملعون است که یکی روات حدیث غدیر بود. این گونه نیست که دشمن و رهزن همیشه بیگانه باشد، بلکه باید از خودی‌هایی که برده شیطان شده‌اند نیز دوری کرد. بر این اساس با تقابل حضرت (ع) در برابر امثال منصور لعین؛ مشخص می‌شود عالمان بی‌معرفت خطرناک‌ترین موجودات هستند کما اینکه امروز می‌بینیم سازندگان سلاح های کشتار جنگی، همان اندیشمندان بشریت هستند.همان‌ها که ما آنان را نخبگان می‌خوانیم. آن‌هایی که به بهانه کسب علم، ترک وطن ، ترک بندگی و ... می‌کنند. منصور دوانیقی علم داشت تا آنجا که راوی حدیث غدیر بود، اما معرفت نداشت تا آنجا که قاتل امام زمان خود شد. 

در قساوت منصور همین بس که وقتی دختر عبدالله بن حسن با زبان شعر منصور را مدح کرد تا مهربانی کند و پدرش را آزاد کند؛ منصور دستور داد؛ سر پدر را بریدند و در طبقی گذارده و به خانه دختر فرستاد و گفت: این هم مهربانی ما!

در شقاوت منصور ملعون و هتک حرمت آن حضرت (ع) آمده است: «فاخرجته حافیا حاسرا فی قمیصه و ...»؛ منصور نانجیب حضرت را پای برهنه در حالی پیراهن را از تن مطهرش بیرون کشیده بود و برهنه ... به سمت جنایتگاه خود می‌کشاند. 

قطعی‌ترین راه برای استجابت دعا به روایت رئیس مکتب شیعه

آخرین سفارش امام صادق (ع) خطاب به شیعیان چه بود؟

از آخرین سفارش حضرت به اقامه نماز و مراقبت از نماز اول وقت معلوم می‌شود، جامعه را  فقیه‌نمایان و عرفان سوزان مروج بت ، می و... چنان منحرف کرده بودند که «نماز» عمود دین؛ در میان امت،‌ سبک و به استخفاف کشیده شده بود. لذا حضرت (ع) چنین فرمودند: «إنّ شفاعتنا لا تنال مستخفّاً بالصلاة»؛ قطعاً شفاعت ما به کسی که نماز را سبک کند؛ نخواهد رسید. همچنین در اهمیت نماز همین بس که فرمودند: قطعی‌ترین راه برای استجابت دعا است «أنَّ الله فَرَضَ عَلیکُم الصَّلواتِ فِی أحَبِّ الأوقاتِ إلیه، فَاسئَلواالله حَوائِجَکُم عَقیِب فَرائِضَکُم» به درستی که خداوند نمازهای واجب را در بهترین و محبوب‌ترین اوقات واجب کرد، پس حاجات خود را بعد از نمازهایتان بخواهید.

رئیس مکتب شیعه درباره ادراک قبولی نماز فرمودند: «مَن أحَبَّ أَن یَعلَمَ أقبَلت صَلاتُه أَم لَم تَقَبَّل فَلیُنظُر هَل مَنَعتَه صَلاتُه عَنِ الفَحشاءِ و المُنکَر فَبِقدرِ ما منَعتَه قُبِلَت مِنه»؛ هرکس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه، ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه باز داشته، به همان اندازه نمازش قبول شده است. همچنین حضرت (ع) بهترین طبیب و معالج مشکلات انسان را ؛ تعقیبات نماز و دعای در پایان نماز معرفی فرمودند.

با این وجود از کلام حضرت امام صادق (ع) این استظهار صحیح منتج است که در پایان هر نماز ستمگران را باید لعن کرد و این جزء تعقیب نماز است. لذا خود حضرت (ع)، بنی امیه و بنی عباس را لعن می‌کرد.

ضرب المثلی فارسی از امام صادق (ع) 

به روایتی از امام صادق (ع) متناسب با روز اشاره‌ای می‌کنید؟

عده ای از اهل خراسان بر امام صادق (ع) وارد شدند. قبل از آنکه مسأله‌ای بپرسند. حضرت فرمود: «من جمع مالا من مهاوش أذهبه الله فی نهابر»؛‌ هر کس مالی از راه غیر مشروع به دست آورد، خداوند از آن مال نفعی به او نمی‌رساند. «فقالوا جعلنا فداک لا نفهم هذا الکلام»؛ گفتند: سخن شما را نفهمیدیم. حضرت (ع) به زبان فارسی فرمود: از باد آید بدم شود (باد آورده را باد ببرد). پس اهل اختلاس، رشوه، ربا، غش در معامله، احتکار، گران‌فروشی، تدریس و منبر بی‌مطالعه، کلاهبرداری و ... بدانند این کلام رئیس مذهب امام صادق (ع) است که مال حرام باد آورده‌ای است که بادی آن را می‌برد. وای از آن ساعت که تند باد غضب الهی طوفان برپا کند. این طوفان دنیا و آخرت حرام‌خواران را سیاه می‌کند.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

تاريخ : جمعه 21 تير 1398 | | نویسنده : گمنام

امام جواد علیه السلام:

الثِّقَةُ باللّه ِ تعالى ثَمَنٌ لِکُلِ غالٍ، وسُلَّمٌ إلى کُلِّ عالٍ.

اعتمادِ به خداوند متعال، بهاى هر چیز گرانى است و نردبان رسیدن به هر بلندایى.

 

پی نوشت:

[ بحار الأنوار: ۷۸/ ۳۶۴/ ۵.]

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 111 صفحه بعد