بامداد امروز شبکه سوم سیما ویژه‌برنامه‌ای از حرم مطهر امیرالمؤمنین(ع) در نجف اشرف پخش شد.در این ارتباط مستقیم، حجت‌الاسلام والمسلمیناحمد عابدی از اساتید درس خارج حوزه علمیه به بیان فضایل حضرت امیر(ع) و نکاتی درباره شب قدر و اهمیت آن پرداخت.

وی در بخشی از این برنامه به تفسیر سوره قدر پرداخت و درباره «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛ همانا ما آن را در شب قدر نازل کردیم» گفت: معولا این آیه را چنین ترجمه و معنا می‌کنیم: ما «قرآن» را در شب قدر نازل کردیم! در حالی که این آیه می‌گوید ما «آن» را در شب قدر نازل کردیم.

استاد درس خارج فقه و اصول ادامه داد: این ضمیر «ه» در «انزلناه» واسطه آشنایی امام خمینی(ره) با استاد عرفانش آیت‌الله العظمی شاه آبادی(ره) شد. ظاهراً حضرت امام در جوانی روزی در یکی از خیابان‌های قم به روحانی پیرمردی برخورد می‌کند که برخی در طول راه از او سؤال‌ می‌پرسیدند و پاسخ می‌گرفتند. امام هم با خود فکر می‌کند سؤالی را که مدت‌ها در ذهن دارد را با ایشان در میان بگذارد، بنابراین مرجع ضمیر «هُ» در «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» را جویا می‌شود.

عابدی افزود: آقای شاه‌آبادی چنین می‌فرمایند که این «هُ» به «هویت غیبیه» باز می‌گردد! امام از ایشان می‌پرسد هویت غیبیه چیست؟ آیت‌الله شاه‌آبادی پاسخ می‌دهد که اگر معنای آن را می‌خواهی بدانی باید 6 ماه به کلاس من بیایی. اینچنین می‌شود که رابطه مرید و مرادی میان امام و استادش شکل می‌گیرد.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: احمدعابدی, رایه الهدی, آیت الله شاه آبادی, امام خمینی, سوره قدر,

تاريخ : چهار شنبه 4 مرداد 1391 | | نویسنده : گمنام

 


 
در ماه مبارک رمضان قضیه‏اى اتفاق افتاد که ابعاد آن قضیه و ماهیت آن‏قضیه در ابهام الى الابد مانده است براى امثال ماها و آن نزول قرآن‏است. نزول قرآن بر قلب رسول اللّه‏ در لیلة القدر، کیفیت نزول قرآن‏و قضیۀ چه بوده است و روح الأمین در قلب آن حضرت قرآن را نازل‏کرده است و از طرفى خدا اَنْزَلْنٰاهُ فِى لَیْلَةِ الْقَدْرِ[1] این نزول قرآن در‏قلب پیغمبر در لیلة القدر کیفیتش چیست؟ باید بگویم غیر از خود‏رسول اکرم و آنهایى که در دامن رسول اکرم بزرگ شدند و مورد‏عنایت خداى تبارک و تعالى، عنایات خاص او بودند، براى دیگران مطلقاً در حجاب ابهام است که مسأله تنزّل چى است، نزول در قلب چى است، روح الامین چى است، کیفیت وارد شدن روح الامین با قرآن در قلب رسول اللّه‏ چى است، «لَیْلَةِ الْقَدْرِ» چى است؟ اینها مسائلى است که به نظر سطحى یک مطالب آسانى است و گاهى هم یک حرفهایى گفته شده است؛ لکن به شما عرض کنم کیفیت نزول قرآن در ابهام باقى مانده است براى امثال ما، و کیفیت نزول ملائکة اللّه‏ در لیلة القدر و ماهیت لیلة‏القدر. (صحیفه امام؛ ج 17، ص 489)
 
* * *
 
قرآن را متنزل کرده است در ماه رمضان. قرآن نازله‏اى است که پس از عبور از حجابهاى نور، وارد شده است در ماه مبارک رمضان، آن هم بر قلب مبارک رسول خدا، و از آن جا باز متنزل شده است تا رسیده است به آن جایى که با زبان گفته مى‏شود. (صحیفه امام؛ ج 18، ص 498)
 
* * *
ماه مبارک رمضان که ماه مبارک است ممکن است براى این باشد که ماهى است که ولى اعظم؛ یعنى رسول خدا واصل شده است و بعد از وصول، ملائکه را و قرآن را نازل کرده است. به قدرت او ملائکه نازل مى‏شوند؛ به قدرت ولى اعظم است که قرآن نازل مى‏شود و ملائک نازل مى‏شوند. ولىّ‏اعظم، به حقیقت قرآن مى‏رسد در ماه مبارک و شب قدر، و پس از رسیدن، متنزل مى‏کند به وسیلۀ ملائکه ـ که همه تابع او هستند ـ قرآن شریف را، تا به حدى که براى مردم بگوید. (صحیفه امام؛ ج 19، ص 285)
 
* * *
ماه رمضان مبارک است؛ براى اینکه نزول وحى در او شده است یا به عبارت دیگر، معنویت رسول خدا وحى را نازل کرده است. (صحیفه امام؛ ج 20، ص 248)
 
* * *
 
این ادعیه در ماه مبارک رجب و خصوصاً در ماه مبارک شعبان اینها‏مقدمه‏و آرایشى است که انسان به حسب قلب خودش مى‏کند براى‏اینکه مهیا بشود برود مهمانى؛ مهمانى خدا، مهمانى‏اى که در آنجا‏سفره‏اى که پهن کرده است، قرآن مجید است و محلى که در آنجا ضیافت مى‏کند مهمش «لیلة القدر» است و ضیافتى که مى‏کند ضیافت تنزیهى و ضیافت اثباتى و تعلیمى [است]. نفوس را از روز اول ماه مبارک رمضان به روزه، به مجاهده، به ادعیه مهیا مى‏کند تا برسند به آن سفره‏اى که از آن باید استفاده کنند و آن «لیلة القدر» است که قرآن در آن نازل شده است. (صحیفه امام؛ ج 13، ص 33)
 
* * *
«لیلة القدر» را که قرآن در آن نازل شده است، همۀ سعادت عالَم در آن شب نازل شده است و از این جهت، از همۀ شبهاى عالَم بالاتر است. (صحیفه امام؛ ج 13، ص 36)
 
* * *
خداى تبارک و تعالى به واسطۀ سعۀ رحمت بر بندگان، این کتاب شریف را از مقام قرب و قدس خود نازل فرموده و به حسب تناسب عوالم تنزّل داده تا به این عالم ظلمانى و سجن طبیعت رسیده و به کسوۀ الفاظ و صورت حروف درآمده. (آداب الصلوة؛ ص 184)
 
* * *
در کیفیّت نزول قرآن در حدیث است که: جملةً واحده در «بیت‏المعمور»، و در ظرف بیست‏و‏سه سال بر رسول خدا وارد شده.[2] و ورود در «بیت المعمور» نیز نزول بر رسول خداست. (آداب الصلوة؛ ص 343)
 
* * *
قرآن مراتب دارد، هفت بطن یا هفتاد بطن از براى قرآن است؛ از این بطون تنزّل کرده است تا رسیده است به جایى که با ما مى‏خواهد صحبت کند. (تفسیر سوره حمد؛ ص 136)
 
* * *
 
قرآن که نازل مى‏شود به قلب رسول‏اللّه‏، چطور همه‏اش یک دفعه نازل مى‏شود به قلب رسول اللّه‏. قرآن اگر همین است که سى جزوِ اینطورى است که نمى‏شود یک دفعه وارد بشود به قلب، آن هم این قلبهاى معمولى؛ [لکن]قلب یک باب دیگر است و قرآن یک حقیقتى است، و این حقیقت هم به قلب وارد مى‏شود.
قرآن سرّ است، سرِّ سرّ است، سرِّ مستسرّ به سرّ است، سرّ مقنع به سرّ است، و باید تنزل کند، بیاید پایین، تا اینکه برسد به این مراتب نازله؛ حتى به قلب خود رسول اللّه‏ که وارد مى‏شد، باز تنزل بود، یک تنزلى کرده بود تا به قلب وارد مى‏شد. بعد هم از آنجا بایدنازل بشود تا برسد به آنجایى که دیگران هم بفهمند. (تفسیر سوره حمد؛ ص 165)
 
* * *
اگر نبود امر خدا و لزوم اطاعت از امر خدا، باید بگویم انسان، آنکه حظ ضعیفى از معرفت دارد، جرأت به اینکه بایستد و عبادت کند خدا را نداشت؛ لکن او جرأت داده است، همان طورى که متنزل کرده است همۀ معارف را تا رسانده است به اینجا؛ قرآن را نازلش کرده، پشت ستارهایى، اَستارى پشت سر هم هى وارد کرده، نازل کرده، نازل کرده تا رسانده‏اش به یک الفاظى که موافق با فهم بشر باشد، و آن هم این الفاظ باز موافق با فهم بشر نیست. (صحیفه امام؛ ج 17، ص 525)
 
* * *
قرآن ـ در روایات است این ـ نازل شده است به منازل مختلف، کلیاتش سبع و الى سبعین و الى زیادتر، تا حالا رسیده است به دست ماها به صورت یک مکتوب. (صحیفه امام؛ ج 20، ص 113)
 
* * *
 
[1] «ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»؛ (قدر/ 1).
 
[2] اصول کافى؛ ج 2، ص 629، «کتاب فضل القرآن»، «باب النوادر»، ح 6.
 
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: امام خمینی, رایه الهدی, هیئت منتظران مهدی, ماه رمضان, ,

وقتی دشمن فشار می آورد یعنی این حکومت حق است و چون حق است، مردم موظف به حمایت اند

 

 در بررسی نظری چگونگی رابطه حکومت و مردم در نظام اسلامی، نکاتی وجود دارد که گاه به دلیل مسائل دیگر تحت الشعاع قرار می گیرد. این مسائل (نظیر مواردی چون گرانی و مشکلات معیشتی مردم) گرچه بسیار بسیار حیاتی و مهم هستند ولی باید در بحث ها، ضریب خاص خودش را برای آن لحاظ کرد و از نادیده گرفتن مسائل مهم دیگر به این دلیل، پرهیز کرد. این مطلبی است که در اندیشه سیاسی حضرت امام و رهبر فرزانه انقلاب هم بدان تأکید شده است. حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه، تحلیلی خواندنی و کلیدی دارند:

«یک وقت در جریانی، امام بزرگوار (رضوان الله تعالی علیه) می فرمود که وقتی دشمن از انسان تعریف کند و دشمنی نکند، انسان در خودش شک می کند. وقتی بدگویی می کند و فشار می آورد، انسان خوشحال می شود و اطمینان پیدا می کند که راه درست است. اینکه دشمن فشار می آورد و الان هم با کمال شدت فشار می آورد، به خاطر درستی راه است. این حکومت –که راهش درست است و برای مصلحت مردم و در خدمت آنهاست- حکومت حق است. ملاک حق و باطل در اینجا معلوم می شود. لذا امام در تمام مدت دهساله [رهبری شان] اصرار داشتند که مردم باید از دولت و مسئولان دولتی و قوه ی مجریه و قوه قضائیه حمایت کنند. این به معنای آن نبود که قوه قضائیه یا قوه مجریه یا مسئولان دولتیِ آن روز هیچ خطا ویا اشتباهی نداشتند. خیر، هیچ انسانی خالی از خطا نیست. این به معنای آن بود که وقتی خط و راه درست است و حکومت در جهت صحیح حرکت می کند، دشمن فشار می آورد و بنابراین، آحاد مردم به حمایت و پشتیبانی از کسانی که این کاروان عظیم را پیش می برند و هدایت و پشتیبانی می کنند، موظفند.» [1]
 
 
پی نوشتها:
1-بخشی از بیانات در دیدار با جمعی از مسئولان و کارمندان نهادها و سازمان های خدماتی و حمایت کننده از مستضعفان و محرومان، 12 مهر 1368.
 
رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: امام خمینی, رهبرانقلاب, رایه الهدی,

تاريخ : یک شنبه 25 تير 1391 | | نویسنده : گمنام

خدمت امام عرض کردم، چرا شما به فقرایی که می‌آیند، چیزی طلب می‌کنند، کم کمک می‌کنید، حدود پنجاه یا صد فلس (حدود یک یا دو تومان)، ولی به طلاب زیاد کمک می‌فرمایید؟

فرمود: این پول من نیست که به فقرا‌ کمک بکنم یا نکنم، این پول امام زمان(عج) است و باید در راه گسترش اسلام مصرف شود و به شماها هم که کمک می‌کنم، به خیال اینکه خدمت به اسلام می‌کنیم و اگر شماها هم بدانید که خدمتی برای اسلام انجام نمی‌دهید، حرام است از این پول بگیرید.

اجازه بنای مسجد

آیت‌الله محمدهادی معرفت از رفتارهای آموزنده امام در برخورد با بیت‌المال چنین یاد می‌کند: «... روش‌هایی که ایشان داشت، برای ما کاملاً افتخارآمیز و حیات‌بخش و آموزنده بود...»

یک عده‌ای از ایران آمده و برای ایشان سهم امام آورده بودند، یک پول زیادی بود، در همان جلسه می‌خواستند پول را خدمت ایشان بدهند، به امام گفتند: در محل، یک مسجد بسازیم، یا می‌خواهند بسازند، اجازه بدهید مقداری از این پول را آنجا صرف کنیم. ایشان با کمال صلابت و سختی گفتند: ابداً، اجازه نمی‌دهم. آنها التماس می‌کردند.

نوعاً انسان راجع به کسی که می‌خواهد پول بدهد، تند نمی‌شود، امام تند شد. بعد فرمود: «جزو شئون اسلامی مسلمانان هر منطقه است که برای خودشان مسجد بنا کنند. این شئون زندگی مسلمان است. مسلمانان که در مکانی زندگی می‌کنند، نباید مسجد داشته باشند؟ آیا مهری که می‌خواهی داخل جیبت بگذاری و با آن نماز بخوانی، باید من بخرم؟ تو می‌خواهی نماز بخوانی، باید مهرش را هم خودت بخری.

در یک منطقه‌ای که عده‌ای مسلمان هستند، نیاز به مسجد دارند من نمی‌توانم از سهم امام پول بدهم که مسجد بسازند. من از سهم امام چطور اجازه بدهم که شما و شؤون زندگی خودتان مصرف کنید؟ آن وقت این را فرمودند: آری، اگر یک منطقه‌ای، فرض کنید، بهایی‌نشین باشد که مسجد ساختن در آنجا برای دعوت به دین و تبلیغ دین است، آن حسابش جدا می‌شود، مثل راه امام زمان می‌شود».

این جور برخوردها و این جور تحقیق‌ها واقعاً برای ما آموزنده بود. این رفتار امام، هشدار سختی است به آنهایی که بی‌محابا در مصرف بـیت‌المال همت به خرج می‌دهند و حاتم‌بخشی می‌کنند. جایی که امام برای ساختن مسجد برای مسلمانان اجازه نمی‌دهند، چگونه بعضی در مصرف شخصی از اموال بین‌المال و اموال عمومی آن گونه دست درازی می‌کنند؟!

خانه برای امام

حجت‌الاسلام انصاری کرمانی از روزهایی که امام از بیمارستان مرخص شده بود، برای استراحت به خانه‌ای منتقل شد، یاد می‌کند و می‌گوید: «یک روز امام در بیمارستان قلب فرمودند: که من باید از محیط بیمارستان بیرون بروم، این جا بیشتر مرا بیمار می‌کند، من باکی ندارم و اگر وسایل مهیا نکنید، خودم می‌روم، چند مسئله برای بیرون آمدن امام وجود اشت، رفتن امام به قم خیلی بعید به نظر می‌رسید؛ چون امام در قم منزل نداشتند، در تهران نیز شورای پزشکی امام با این شرط که فاصله بین منزل امام و بیمارستان قلب فاصله زیادی نباشد، جنوب تهران مشکل آلودگی هوا و فاصله زیاد داشت، تحقیقات زیاد شد، در خیابان دربند، یک ساختمان سه طبق اجاره شد، روزهای اول طبقه همکف پاسداران می‌نشستند، طبقه دوم خانواده امام و طبقه سوم برای دیدار و ملاقات، مدتی گذشت، امام فرمودند:‌ این منزل مناسب نیست و من باید از این جا بروم.

آنجا به درد یک فرد متوسط تهرانی می‌خورد و تنها مسئله خانه، داشتن سنگ در نمای بیرونی آن بود، امام به آقای رسولی فرمودند: بروید، منزلی مثل منزل مانند پدرت برایم پیدا کنید. مشکل شروع شد، تهیه منزل در قسمت شمالی شهر و نزدیک بیمارستان آقای رسولی، یعنی یک خانه خشت و گلی، کار آسانی نبود، امام هم تهدید کرده بودند که اگر تهیه نشود، به قم می‌روند! تلاش زیادی شد، همه بسیج شدند، یک خانه پیدا کنند که هم خواسته امام را تأمین کند و هم اگر گروهی بخواهند ملاقات کنند جا باشد؛ نتیجتاً همین منزل کنونی پیشنهاد شد که از حسینیه جماران نیز برای ملاقات عمومی استفاده شود.

خرید پرتقال

روزی من در نوفل‌ لوشاتو، به علت ارزانی، در حدود 2 کیلو پرتقال خریدم، فکر کردم که هوا خنک است و برای سه تا چهار روز پرتقال خواهیم داشت.

امام با دیدن پرتقال‌ها فرمودند: این همه پرتقال برای چیست؟ من هم برای اینکه کار خودم را توجیه کرده باشم، عرض کردم: پرتقال ارزان بود، برای چند روز این‌قدر خریدم، ایشان فرمودند: «شما مرتکب دو گناه شدید، یک گناه برای اینکه ما نیاز به این همه پرتقال نداشتیم و دیگر این که شاید امروز در نوفل‌ لوشاتو کسانی باشند که تا به حال به علت گران بودن پرتقال، نتوانسته‌اند آن را تهیه کنند و شاید با ارزان شدن آن می‌توانستند، مقداری از آن را تهیه کنند، در حالی که این مقدار پرتقال را برای سه یا چهار روز آن هم به جهت ارزان بودن آن خریده‌اید. ببرید مقداری از آن را پس بدهید.

گفتم پس دادن آنها ممکن نیست، ایشان فرمودند:‌ «باید راهی پیدا کرد»، عرض کردم: «چه کار می‌توانیم بکنیم؟»، ایشان فرمودند: «پرتقال‌ها را پوست بکنید و به افرادی بدهید که تا حالا پرتقال نخورده‌اند، شاید از این طریق خداوند از سر گناه شما بگذرد».

رعایت بیت‌المال در مورد نزدیکان

مرحوم آقا مصطفی که به مراتب عالی از علم و شخصیت معنوی و اجتماعی دست یافته بود، باید هر هفته به خدمت امام می‌آمد و خرج هفته‌اش را می‌گرفت و امام به هیچ وجه مخارج اضافه به او نمی‌داد، وقتی حاج‌آقا مصطفی خواست مکه برود، با پول خانه‌ای که در قم فروخته بود و مقداری پول که از خانمش بود به مکه رفت.

صرفه‌جویی در کاغذ

آقای رضوانی که مسئول مالی امام بود، پشت یک پاکت چیزی نوشته و برای امام فرستاد. ایشان در کاغذی کوچک جواب داده و زیر آن نوشته بودند: شما در این کاغذ کوچک می‌توانستید بنویسید. از آن پس آقای رضوانی، کاغذهای خرده را جمع و جور کرده، در یک کیسه‌ای می‌گذاشت. وقتی می‌خواست برای امام چیزی بنویسد، روی آن کاغذ پاره‌ها می‌‌نوشت، امام هم زیر همان کاغذ جواب می‌نوشتند.

تعمیر ساختمان

به یاد دارم که ساختمان بیرونی خرابه بود. آیت‌الله اشراقی (داماد امام) آنجا آمد و به امام گفت: این خانه را یک رنگی بزنید و درست کنید، امام فرمود من از بیت‌المال نمی‌توانم خرج کنم، آقای اشراقی گفتند: از پول خودم می‌دهم تا اینجا را رنگ کنید. آقای رضوانی هم قبول کردند و بنا شد بیرونی را رنگ کنیم، وقتی آقا به کربلا رفتند، ما هم فرصت را غنیمت شمرده و اطاق بیرونی را درست کردیم و در اطراف آن هم تشک گذاشتیم. وقتی امام از کربلا به نجف برگشت، در اتاق بیرونی نشست، وقتی اتاق را دید، اخم‌هایشان را توی هم کردند و به آقای رضوانی گفتند: من گفته بودم رنگ کنید، ولی نه این طور! با اینکه ما کار زیادی نکرده بودیم، همان زیلو بود، منتهی در اطراف آن تشک انداخته و پارچه‌اش را هم خیلی ارزان خریده بودیم.

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: امام خمینی, رایه الهدی, بیت المال,

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 11 خرداد 1391 | | نویسنده : گمنام
 

 

آیت‌الله سید جعفر كریمی، عضو جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم و از شاگردان حضرت امام خمینیرضوان‌الله‌علیه كه از سال ۱۳۴۴ تا زمان ارتحال ایشان در محضر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بوده است. گفتار زیر از این استاد حوزه است درباره‌ی جاذبه و دافعه‌ی امام خمینی رضوان‌الله‌علیه و خاطراتی در این باره:

در روایات اهل بیت علیهم‌السلام آمده است كه اگر كسی بخواهد عزیز و سربلند زندگی كند، باید از ذلت معصیت خارج شود و به عزت اطاعت و بندگی خدا برسد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif برای امام تفاوتی میان خودی و بیگانه نبود
من دوازده ساعت پس از ورود امام خمینی
رضوان‌الله‌علیه به كاظمین در سال ۱۳۴۴ و در پی تبعید ایشان به كشور عراق، خدمت ایشان رسیدم و تقریباً تا ۳۰ ساعت قبل از ارتحال ایشان به مدت ۲۵ سال در خدمتشان بودم. در این مدت هم در درس ایشان شركت داشتم، هم تألیفات ایشان را بررسی و چاپ می‌كردم و هم استفتائاتی را كه به بیت ایشان می‌رسید، پاسخ می‌دادم و هم در جلسات دیگری در خدمت امام بودم. ایشان را در طول این مدت، در خلوت و جلوت مقیّد می‌دیدم كه سر سوزنی از مسیر شرع و شریعت تخطی نكنند. مرحوم امام در اعتقاد دینی در حد اعلا بود و همواره می‌كوشید آن اعتقاد را در عمل خود به ظهور برساند. هیچ اعتنایی هم به نفع یا ضرر شخصی نداشت.

 

بقیه در ادامه مطلب....

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: امام خمینی, شاگرد, رایه الهدی,

ادامه مطلب
تاريخ : دو شنبه 25 ارديبهشت 1391 | | نویسنده : گمنام

اما ماجراي صدور حکم ارتداد براي يک شهروند ايراني از سوي امام خميني(س) از اين قرار بود که در همزمان با "روز مادر" سال 1367، رادیوی جمهوری اسلامی ایران در سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا(س) طی برنامه‌ای زنده از مخاطبینش سؤال می‌کند الگوی شما به عنوان زن ایرانی کیست؟ به رغم نام بردن اکثر پاسخ دهندگان از حضرت فاطمه عليهاالسلام به عنوان الگو، یکی از مخاطبان از "اوشین" به عنوان الگویش نام می‌برد و در پاسخ به گوینده که می‌پرسد فاطمه چرا الگوی شما نیست می‌گوید: «حضرت زهرا مال هزار و 400 سال پیش است. ما یک الگوی امروزی می‌خواهیم...»

امام خمینی(س) تنها ساعاتي پس از پخش این مصاحبه و اطلاع از پخش زنده اين برنامه از آنتن صدا و سيما، در نامه‌ای خطاب به محمد هاشمی، رئيس وقت اين سازمان که بدون استفاده از واژگان محترمانه‌اي چون "جناب" و "محترم" و "با تشکر" و "موفق باشيد" و... نوشته شده بود، رأساً عامل پخش برنامه را اخراج کرده و حکم تعزير و اعدام اين گونه نگاشتند:


بقیه در ادامه مطلب...

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: امام خمینی, حکم ارتداد, مرتد, ایرانی, رایه الهدی,

ادامه مطلب

 

آقاي بهجت گفتند:ولایت آقا روح‌الله این‌ها را می‌کشاند/ اگر روی اصول لغزیدید، بگویید لغزیدم! اصول را خراب نکنید

 

چند روز قبل از انتخابات دور نخست مجلس نهم بود که حجت الاسلام و المسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی در میان جمع پرشوری از جوانان انقلابي جبهه پایداری حاضر شد. سخنان دلنشین و پرطنین او بر دل‌ها می‏‌نشست. آقاتهرانی از ماجراهاي مدرسه حقاني گفت و اختلافات آن زمان مدرسه بر سر پايداري و يا اغماض در قبال شريعتي و از خاطرات نگفته‌اش با شهید مصطفی ردانی‏ پور. می‏ گفت بحث‌ها همان بحث‌های چندین سال پیش است و هر بار امتحان‏ ها تکرار می‏‌شود، اين سنت الهي است،‌مي‌گفت پايداري بر اصول را با هيچ چيز عوض نكنيد. متن سخنرانی را به نقل از نشریه "اصولگرا" در ادامه می‏ خوانید:

... ما با مرحوم شهید مصطفی ردانی هم‌محله‌ای بودیم. آقامصطفی يكسال بعد از بنده طلبه شد. وقتی آقامصطفی به مدرسه حقانی آمد، خیلی زبر و زرنگ و آتشی بود. توی اصفهان معمولاً بعد از نماز توی مساجد جلسه می‌گذاشت و به بهانه تعلیم قرآن و نهج‌البلاغه حرف‌های سیاسی هم می‌زد و به من هم می‌گفت بیا. من هم یک مقدار تند حرف می‌زدم. یک بار گفتند شما را می‌گیرند و فرار کردیم. البته در مدرسه حقانی هر شب فراری بودیم، چون می‌ریختند توی مدرسه و قربة الی الله از دَم تا دُم، همه را می‌زدند! این‌که می‌خواستند چه کسی را ببرند، بحث بعدی بود، اما کتک را همه می‌خوردند، هفته‌ای یکی دو بار یا نهایتاً دو هفته یک بار مأموران توی مدرسه حقانی می‌ریختند. من تقریباً همه مسافرخانه‌های قم را بلد بودم، چون...

رایةالهدی ، تارنمای هیئت کربلای بیت المهدی(عج) ، کــــــرج
برچسب‌ها: رایة الهدی, آقاتهرانی, آیت الله بهجت, سایت جامع مهدویت, فتنه, ولایت, امام خمینی, آقاروح الله,

ادامه مطلب
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 109 صفحه بعد